تبلیغات
ضرب المثل های عامیانه رفسنجان - ت - ث

امروز:

ت - ث

تا پا رو دم سگ نذاری وقی نمیكنه.(تا سربهسر مردم نگذاری آنها تو را اذیت نمیكنند)

تا پول داری رفیقتم قربون بند جیفتم.

تا تنور گرمِ نون بچسبون.(از موقعیت استفاده كن)

تا تنور گرمِ نون در بیار.(از موقعیت استفاده كن)

تا تو بگی فِ میفهمم كه بابد برم فر زاد.(یعنی میفهمم چه میگویی) فر= فرح

تا توانی زور بزن با ك.. خود شیپور بزن.(خودت را به زحمت نینداز)

تا توانی ناتوان را دس گیر. (تا میتوانی از بیچارگان مواظبت كن )

تا خدا یار است بر سلطان مپیچ ور خدا برگشت صد سلطان به هیچ .

تا دیواری نهتنبه گودالی پر نمیشِ .

تا ریشه در اب است امید ثمری هس. (امید انجام كار وجود دارد)

تا عاقل میا فكرش بكنه دیونه زده از آب رَد شده. (در كارها درنگ جایز نیست)

تا گوساله گاو بشه دل مادرش اب میشه. (كارها باین زودی انجام نمیشود وقت میخواهد)

تا گوساله گو بشه دل مادرش او میشه. ((محلی)) (كارها باین زودی انجام نمیشود وقت میخواهد)

تا نباشه چیزكی مردم نگویند چیزها. (چیزی هست كه مردم دربارة آن میگویند)

تا نزدی میخوری. (مكافات در همین دنیا است)

تا هستم به ریش تو بندم. (یعنی از تو جدا شدنی نیستم)

تابوش در نیومده بهتر خاك بریزی رویش. (تا گندش در نیامده بهتر است این كار را نكنی)

تارُف اومد و نومد دارِ. (ملاحظه كردن گاهی خوب است و گاهی بد)(تارف=تعارف)

تارف داورونی میكنه. (بیخودی و الكی تعارف میكند و شما را دعوت میكند،)

تارف كم كن و بر مبلغ افزا. (ملاحظه را كنار بگذار و اصل كار را بگو یا انجام بده)

تازگیها كونش پت در آورده. (پولدار شده و برای خودش كسی شده است)

تازه بدوران رسیدهیِ. (تازه پولدار شده و برای خودش كسی شد)

تازه میپرسه لیلی نرِ یا ماده. (حالا از موضوع خبردار شده است)

تاس اگر نیك نشیند همه كس نراد است.

تافته جدا بافتهیِ. (خودش را بهتر از دیگران میداند)

تبر خوردش نمیكنه. (هم از لحاظ بدنی و هم از لحاظ مادی وضعش خوب است، قوی و غیر قابل شكست است، روی پای خودش ایستاده است )

تبنون مرد كه نو شد فكر زن نو میكنه. (وقتی مرد پولدار میشود بفكر ازدواج میافتد)

تخم دو زرده كرده. (كار سختی انجام داده است)

تخم مرغ ((لق)) شفت دو دهنش شكسته. (او را لوس وننر بار اورده نازش را میكشد)

تخم مرغ دُز شتر دز میشه. (كسیكه كار بدی انجام دهد به آن كار عادت میكند)

تخمش جای دیگه میزارِ قدقدش مال مایِ. (برای كسی دیگری كار میكند برای ما ناز میكند)

تخمش ملخ خوردِ. (یعنی كمیاب و نادر است)

تُر بخدا نخون مرغا از تخ میرَن .

ترا بخیر و ما رو به سلامت. (ما از این كار گذشتیم)

ترا تیشه دادم كه هیزم كنی ندادم كه دیوار مردم كنی. (گفتم كاری را درست انجام بده نه باعث خرابی شوی)

تَرده هم چیز خونه را میخور غیر از غم صاحب خونهِ .

ترسم نرسی به كعبه ای اعرابی زین ره كه تو میروی به تركستان است.

ترش كردی بدترش كردی. (میخواستی بهتر شود بدتر شد)

ترك عادت موجب مرضِ. (عادت را نمیتوان ترك كرد)

تَرنَشِ. (خیس نشود)

تره به تخمش میره حسنی به باباش . (هر كسی به اصل خویش مراجعه میكند)

تغاری بشكنه ماسی بریزه جهان گردد به كام كاسه لیسان. (آدمهای بیكار منتظر فرصت هستند)

تفت و دو تا وا بریز. (اوضاع و احوال ساكت بشود، سروصداها بخوابد)

تكه بزرگش گوششِ . (یعنی تكهتكه شده پارهپاره شده)

تلنگ بزنی سر كُفتش خون درمیآی. (چاق و سرحال است)

تمبلی سك میكنه. (جفتك میاندازد)

تنبل نرو بسایه سایه خودش میآیه. (راجع آدمهای تنبل میگویند)

تنها به قاضی بری راضی برمیگردی. (آدم خودش كه باشد راضی خواهد بود)

ته دلی ندارِه. (كینهای به دل نمیگیرد)

تو آش ترش پیدایِ. (همه او را میشناسند معرف خاص و عام است)

تو آنور جو ما اینور جو ،تا ریشه در آب است امید ثمری هس. (یعنی ما كاری به كار شما نداریم)

تو باغ گل بود بفكر ما نبود. (تو باغ گل افتاده بود، بفكر هیچكس نبود)

تو پیشونیش نوشته. (معلوم است)

تو چنتش چیزی نیس. (چیزی باهاش نیست، سوادی ندارد، معلوماتی ندارد)

تو حموم میره تو خزونه نمیر.ِ

تو دعوا نون حلوا قس نمیكنن. (در دعوا كتك كاری و فحش و ناسزا وجود دارد)

تو دن مردم اُفتاد. (سر زبانها افتاده است)

تو ده راش نمیدادن سراغ خونه كدخدا رو میگرفت. (محلش نمیگذارند خودش را قاطی كار میكند)

تو دن شیر میرِ میآ بیرون. (شیرزن یا شیرمردی است و از چیزی ترسی ندارد)

تو ذُقش خورد. (ناراحت شد)

تو را چكار به این گا خوردنا. (این كار به شما مربوط نیست)

تو ریشِ ما بندِ. (ور گل ریش ما بندِ )

تو زمین شورزار گُل سبز نمیشه. (از زمین شورزار توقع روئیدن گل را نداشته باش)

تو ساعتش پیه. (ساعتش خوب كار نمیكند)

تو شكمش یِ رودهِ راسی نیس. (حرف راست نمیزند)

تو عجب سِ پلشی گیر كردی. (عجب گرفتار شدیم، چه ناراحتی برایمان پیش آمد)

تو قال ترنشك یكیش بلبل میشه. (همه خوب نمیشوند یكی از آنها خوب میشود) ترنشك= پرنده ای است كوچك و لاغر شبیه چغوت

تو قوطی هیچ عطاری پیدا نمیشه. (نایاب است)

تو كارش موشك چكنده. (در كارش خرابی ایجاد كرده)

تو كُت تنگی گیر كِرد. (گرفتار كار مشكلی شده است)

تو گلوش گیر كرده. (یعنی مزاحم او میباشد)

تو گلوم گیر كرده نه میره پایین نه میا بالا. (از كاری كه كردم پشیمان هستم)

تو كه لالایی بلدی چرا خوابت نمیبرِ. (تو میدانی اینكار خوب است چرا خودت انجام نمیدهی)

تو مو بینی و من پیچش مو تو ابرو بینی من اشارتهای ابرو.

تو هف آسمون یك ستاره ندار ِ. (آه در بساط ندارد)

توئه به توئه میگه روت سیاه.

توبه گرگ مرگِ. (كسی كه به كاری عادت كند ترك ان مشكل است)

توبه نسو كرده. (توبه نصوح كرده)

توپش پُر بود. (عصبانی بود)

تومون خودمون كشته بیرونمون مردم. (ظاهر حوب است و در درون خراب است)

تیتیش مامانی. (شیك و خوش لباس)

تیر بیار تخته بیار ماه خانم میخوا آش بپزه. (همه مقدمات را اماده كنید كه او میخواهد كاری انجام دهد)

تیری در تاریكی میزنه. (كاری بدون هدف انجام میدهد)

تیشه ر داره میزنه به ریشه خودش. (یعنی دارد كار را خراب میكند)

 

ثواب راه خونه صابش بلده.

ثواب دونمون پر شده. (ثواب زیاد كردیم، كار خیر فراوان انجام دادیم)


نوشته شده در : پنجشنبه 26 دی 1387  توسط : سید محمد حسینی پوررفسنجانی.    نظرات() .

Why is my Achilles tendon burning?
جمعه 17 شهریور 1396 04:44 ب.ظ
Great article, totally what I needed.
rondahatchcock.blog.fc2.com
شنبه 30 اردیبهشت 1396 01:20 ق.ظ
excellent issues altogether, you simply won a new reader.
What could you recommend about your publish that you just made a few days ago?
Any certain?
handsomequack3171.soup.io
چهارشنبه 20 اردیبهشت 1396 05:59 ب.ظ
You could certainly see your skills in the work you write.
The world hopes for more passionate writers like you who are not afraid to say how they
believe. At all times go after your heart.
BHW
سه شنبه 22 فروردین 1396 06:59 ب.ظ
Hello there, just became alert to your blog through Google, and found that it is truly informative.
I am going to watch out for brussels. I'll appreciate if you continue this in future.
A lot of people will be benefited from your writing.
Cheers!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر