تبلیغات
ضرب المثل های عامیانه رفسنجان - ب

امروز:

ب

با آب باریك باید ساخت. (باید قناعت را پیشه خود سازید)

با آب باریكی میساز.ِ (قانع است و صرفهجویی را پیشه خود دارد)

با آدم دیون دوسی مكن. (با كارمندان دولت نباید دوستی كرد)

با آل علی هركه دراُفتاد وَر اُفتاد. (با خانواده پیغمبر نباید بد رفتاری كرد هر كه اینكار را بكند محكوم به فنا و نابودی است)

با این لباس بجایی نمیرسی. (یعنی نمیتوانی با اینكار بجایی برسی و كاری انجام دهی)

با پنبه سرمی بره (با كاردانی اینكار را انجام میدهد)

با خر مردم نمیشه رفت بالا ده. (خر مردم را باید یِوری سوار شد، آدم باید متكی به خودش باشد)

با دس پس میزنه با پا پیش میكشه. (نگرفتن چیز فقط بهانهاست)

با دُمش گردو میشكنه. (خیلی خوشحال است)

با دنبه سبیلش چرب نگه میدار.ِ (صورت خود را با سیلی سرخ نگه میدارد)

با دوستان مروت با دشمنان مدارا. (با دوستان و دشمنان بخوبی رفتار میكند)

با رسمون پوت او میاُفتی تو چاه.

با زبون خُش میشه مارِ از سوراخ بكشی بیرون. (با زبان خوب خیلی كارها را میتوان انجام داد

با سیلی صورت خودشِ سرخ نگه میداره. (یعنی ظاهر خود را حفظ میكند)

با عزت اومد، با كبكبه و با دبدبه آوردنش. (با احترام و عزت آمد)

با ك... مردم نمیشه ك... كرد. (باید خودت همت داشته باشی بامید دیگران ننشینی)

با كسی رو درواسی نداریم. (حقیقت این است، آنچه كه میگوئیم همین است)

با مردم زمونه سلامی و وَ سلامی. (با مردم باید سلام علیكی كرد و دوستی نباید كرد)

با هر دسی كه بدی با همان دس و پا پس میگیری. (مكافات در همین زمانه است)

با هزار قرض و قوله این خونه ر خریده. (با مشكلات فراوان منزل خریده است.)

با همه پلاس با صاب پلاس م پلاس. (به همه دروغ میگویی به ما كه خبر داریم هم دروغ میگویی)

با همه ها با ما م ها. (با دیگران اینطوری رفتار میكنی ما هم كه از اوضاع و احوال زندگیت خبر داریم به ما اینطوری میگویی)

با همین زبون خانم یِلِلا با همین زبون لاحول ولا. (با زبون خوش كار را بهتر میتوان انجام داد)

با یِ تیر دو نشون میزِن.ِ

با یِ دس نمیشه دو تِ هندونه ور داش. (كا را با اساس انجام داد )

باج به شغال نمیده. (زیر بار زور نمیرود)

باد آورده را بادِشِ برد.ْ (چیزی كه رایگان بدست آید رایگان از بین میرود)

باد اومده وگل اُورده. (جنبه تعارف دارد به كسیكه به عنوان مهمان به خانه كسی وارد میشود میگویند)

بادنجون بم آفت ندار.ِ (این شخص طوری نمیشود- همیشه سالم است)

بادنجون دور قاب چینه. (چاپلوس و تملقگو است)

بادی تو غَبْغَبش انداخته بود كه نگو. (فیس و ا فاده داشت، متكبر و مغرور بود)

بار كج به منزل نمیرسِ. (كار بد عاقبت ندارد)

بار گردنِ مِونه. (دست شكسته وبال گردن است)

بارون میآ شِلخته حسن كلو رو تخته. (باران تند میآید و حسن گچل بر روی تخت نشسته است)

بارون میا بله دارِ شلخته میآ. (باران تند می آید.)

بارون میا بلهدارِ نرمنرم میآ. (باران ریز و مداوم)

باز هم همین آش و همین كاسه. (یعنی كار دوباره تكرار شد)

بازار سُس، بازار كسادِ، بازار رونقی ندارد. (كارها خوب پیش نمیرود، بازار ایستاده است)

بازارش خوب گرم شده. (كار و بارش گرفته است)

بازی بازی با ك... بابا هم بازی. (یعنی بزرگترها را نباید به باد شوخی گرفت)

باطن اشناس خدایِ.

بالا تو دیدم پایینتِ میبینم. (تمام كارهای خوب تو را دیدهایم)

بالا خونهشِ اجارِی.ِ (یعنی دیوانه شده است)

بالا رو گرفته پایین وِل كرده. (یعنی صورت خود را پنهان كرده ولی از دامنش به پائین باز كرده است)

بالاتر از سیاهی رنگی نیست. (هر طور میخواهد بشود فرقی ندارد، ما به سیم آخر زدیم.)

بالاخره لخی میكشیم. (یعنی زندگی میكنیم)

بالاخونه رِ اجاره داد.ِ (یعنی دیوانه شده است)

بایِ كشمش گرمیش میكنه و بایِ غوره سردیش میكنه. (یعنی دمدمی مزاج است)

باید از هف خوان رستم رد بشی. (برای رسیدن به آن كار باید كارهای سختی انجام دهی)

باید با آب باریك بسازه. (باید قناعت پیشه كند، در زندگی ملاحظه داشته باشد كم خرج كند)

باید با پنبه سر بُرید. (كار را باید به نرمی انجام داد و متوسل بزور نشد)

باید برِ غاز بچرونه، باید بز بچرونه. (یعنی بدرد اینكار نمیخورد)

باید خر كریم نعل كنی. (یعنی باید پول خرج كنی، سركیسه را باز كنی)

باید درِ داروغه را بس. ( با پول یا پارتی او را از انجام كار منصرف كرد.)

باید دود چراغ موشو بخوره تا ادم بشه. (یعنی باید سرد و گرم روزگار را بچشد)

باید سُماق به مُكِ. (نمیتواند اینكار را انجام دهد)

باید كت او را بوسید. (از او تشكر و قدردانی كرد و به او احترام گذاشت)

باید نقره داغش كنیم. (یعنی او را ادب كنیم، جواب كارش را بدهیم )

بچة یِگونه یا حیز میشه یا دیونه.

بچه از زرنگی میدِرنگه. (بطعنه به بچهای میگویند كه كار را خوب انجام نمیدهد و تنبلی میكند)

بچه اهلیِ. (پسر خوبی است)

بچه چشم و گوش بستهای. (عاقل و مورد اعتماد است)

بچه حلال زاده به خالو میرِ. (بچه حلال زاده شباهت تمام به دایی خود دارد)

بچه خوب غنیمت. (پسر یا دختر اهل و امیدوار برای پدر و مادر غنیمت است)

بَچه ذقییِ. (بچه زرنگی است)

بچه سر پیری وزنگوله پای تابوتِ، سر پیری و معركهگیری. ( آدم پیر نباید بچه كوچك داشته باشد)

بچهشِ رگا كرده. (یعنی از شیر بازش كرده دیگر به او شیر نمیدهد)

بچه یگونه یا دزد میشِ یا دیونه. (دردانه یا دزد میشود یا دیوانه می شود)

بخت كه ور گرده فالوده دندون میشكنه.

بخشش از بزرگتر خلاف از كوچكتر.

بخوابی و لنگات بزنی ور هوا. (استراحت طلب و حاضر بانجام كار نبودن)

بخور مثل خر كِیف كن. (خوردن و مانند خر زندگی لذت بردن)

بدر میگم دیوار بشنو. (فقط اشارهای كافی است كه بفهمی)

بدرویش گفتن بساطت جم كن دهنش گذاشت روهم. (سكوت بهترین كار است)

بدم بخواب وبدم بنشین بدم تو بدم. (در مورد شاگرد آهنگری میگویند یعنی هر كاری میخواهی بكن تو كار را خوب انجام بده)

بر خر مُراد سوار شد. (یعنی زمام امور را در دست گرفت)

بر سر تربت ما چون گذری همت خواه كه زیارتگه رندان جهان خواهد بود.

برا جرس لا دیوار خوب. (فایدهای ندار) برا لا جرس خوبه

برادران جنگ كنند ابلهان باور.

برادری جا خوددارِ بُزی هفتصد دینار كمتر نمیدَم. (رودرواسی در كار نیست)

برادریت ثابت كن بعد ادعای ارث كن. (حرف را ثابت كن)

برای خالی نبودن عریضه اینكار رِ میكنه. (برای اینكه بهانه پیش نیاید)

برای خوردن طیار. (تنبل است و برای خوردن زرنگ می باشد)

برای دسمالی قیصریهای را آتش نمیزنَنِ. (منظور كار اسكندر در شهر اصفهان است)

برای كسی بمیر كه برات تب كنه. (برای كسی كاری انجام دهید كه معنی محبت را بفهمد)

براییِ بینماز درِ مسجد نمیبندن. (اگر یك نفر خلاف كند همه را جریمه نمیكنند)

برزگر هف سال ور زمین میخوره یكسال ور میخیز. (باید كاشت و بعد درو كرد)

برشتهای چسبید رو داغی گفت جِز. (هر دو بیچیزند و چیزی در بساط ندارند)

برق از ك..ش پرید. (خیلی ترسید یا خیلی ناراحت شد)

برق سه فاز پروند. (خیلی ترسید یا خیلی ناراحت شد)

برگ سبزی است تحفه درویش چه كند كه بینوا ندارد بیش.

برگذشتهها صلوات. (گذشتهها را فراموش كنید)

برهنه خوشحال.ِ (الكی خوش است.)

برو خودتی ، برو خر خودتی ما نیستیم. (یعنی داری دروغ میگویی و ما میفهمیم

برو رو دسِتْ بشاش. (برو شانست عوض كن، برو یك فكر دیگری بكن)

برو گورت گم كُن. (برو گم شو)

بریز و بپاش خیلی دارِ. (زیاد خرج میكند و در خرج اسراف میكند)

بریم دل بزنیم به دریا. (بریم خوش باشیم و غم دنیا را فراموش كنیم ، هر چه پیش اید خوش آید)

بریم مرده كلاچی. (یعنی برویم تشییع جنازه كنیم و مرده را خاك كنیم)

برین بكنینش زیر گل و بیین. (یعنی او را نابود كند ، او را بكشید و بیائید )

بز گر و از گله بدر. (یعنی ما جز اینكار نیستیم و از گروه شما بیرون هستیم)

بزار درِ كوزه آبشِ بخور. (ما احتیاج به آن نداریم، مال خودت باشد)

بزرگیش به نواب و كدائیش به عباس دوس. (هم سخاوتمند است و هم دست تنگ است)

بُزك نمیر بهار میاد خربزه با خیار میا. (نوید دادن به آینده خوب)

بزو كه بد مسی كنه ، نری چطو سُسی كنه. (زن عاشق و مرد هم عاشق است)

بشكن دسی كه نمك ندار.ِ (بشكند دستی كه نمك ندارد، یعنی كار مورد قبول نیست)

بعد از چل سال گدایی هنوز شب جمه را بلد نیس. (هنوز راهحل مسئله را نمیداند)

بعد از من دنیارِ آب ببر.ِ (پس از مرگ هر طور میخواهد بشود)

بغل دس آغ دائی ش كار میكنه. (یعنی بیكار است و كاری انجام نمیدهد )

بقدری شور بود كه به خان م رسید. (او هم از ماجرا خبردار شد)

بگذار بوش در نیا. (گندكار بهتر است كه در نیاید)

بگذار تفت و دوتا وا بریزه. (بگذار اوضاع و احوال ساكت بشود)

بگیر كه اومد. (كار دارد اتفاق میافتد، مریض یا مفلس میشود)

بلبل زبونی میكنه (حرف زیادی میزند)

بلبلیش بلبل یا پیر پتاش ریخته یا چیری ی پت در نیاُرده.

بلكه را كاشتند سبز نشد.

بلور مثل بار فِتن. (زیبا و نازك بدن است)

بمبول بازی در میار. (چخان میكند، دروغ میگوید)

بند دلم پاره شد. (ترسیدم)

به آب باریكی میسازه. (قانع است و قناعت دارد)

به آدم حرومزاده باید دوبار سلام كرد. (باید مواظب آدم ناجور باشید و از او بترسید)

به اسب شاه گفته یا بو. (یعنی به او توهین كرده است((بصورت طعنهآمیز)))

به اشتهای مردم نون نمیشه خورد. (خودت باید آستینها را بالا بزنی و كار را انجام بدهی)

به او نمیشه گفت بالا چشمت ابرویِ. (با او نمیشود با درشتی صحبت كرد)

به بدهكار كه رو بدی طلبكار میش.ِ (به او روی زیادی نباید داد، نباید او را زیاد تحویل گرفت)

به بر قباش بر خورده. (عصبانی شدن از فهمیدن حرفی یا چیزی)

به برِ قباش بر میخور.ِ (ناراحت میشود، خیلی خودشِ میگیرد)

به چادر بیا و بكفن بره .(در مورد ازدواج گویند كه با چادر عروسی بیاید و با كفن از خانه برود)

به چغوت گفتند منار تو ك..ت گفت چیزی بگو كه بگنجه. (یعنی اینكار قابل انجام نیست و انجام نمیشود)

به حسابتْ میرِسم. (تلافی میكنم و كارت را جواب میدهم)

به حلوا حلوا گفتن دن شیرین نمیشه. (حرف نباید تحویل داد بلكه باید كار كرد)

به خیالش علیآبادمْ دهیی.ِ (یعنی در این كار اشتباهی است، خیلی پررو است)

به در میگم دیوار تو بشنو. (اشاره میكنم كه او بفهمد.)

به درویش چه نونی بدی چه نونی بگیری. (دادن یا ندادن برای درویش فرقی ندارد)

به دعای گربه سیا بارون نمیآ. (دعای هر كس مورد اجابت قرار نمیگیرد )

به دنش مزه كرده. (برای او خوشمزه است آن را دوست دارد)

به رسمون پوت او نیفتی تو چاه. (یعنی به حرفهای او گوش نده

به روباه گفتن كو شاهِدِت گفت دمم. (خودش از خودش دفاع میكند)

به روی خودش نمیآر.ِ (خود را به كوچه علی چپ میزند)

به ریش كسی خندیدن .(كسی را مسخره كردن)

به سیم آخر زد. (حداكثر كوشش خود را انجام داد)

به شتر گفتن كه چرا شاشت از پسِ گفت كدوم كارم به كار كسِ (كار را خوب انجام ندادن)

به شترمرغ گفتن به پر گفت شترم گفتن بارببر گفت مرغم. (آدم تنبل)

به كربلا برس اُنوقت هر خاكی خواستی ور سرت كن. (موقعیت كار را بدست بیاور و بعداً هر كاری دلت خواست بكن)

به كس كسونش نمیدهم و به همه كسونش نمیدم. (بیشتر در مورد دختران میگویند كه به هر كسی دخترشان را شوهر نمیدهند)

به كسی می دم كه كَس باشه پیرن تنش اطلس باشه. (به مردی میدهم كه ادم زندگی باشد و به طنش اطلس باشد

به كونش میگه دنبال من نیا بومیدی. (آدم خودخواه و متكبری است )

به گربه گفتن گات وردا رو خوبه شاشید و خاك داد روش. (گفتند خراب كار میكنی كار را خرابتر كرد)

به گردن آنهایی كه میگن.

به لولی گفتن خوش اومد توبرهش كشید پیش اومد. (با یك تعارف سر سفره نشست)

به مادرش رحم نمیكنه تا به ما رحم بكنه. (آدمی مورد اعتماد نیست )

به مالت نناز بیك شبی بندِ ،به حُسنت نناز به تبی بنده .( مال یك شب تمام میشود و زیبایی با تب از بین میرود)

به ماه میگه بیرون نیا من اومدم. (یعنی او خیلی زشت است)

به مرگ گرفته تا به تب راضی بشه. (برای او سخت گرفتهاند تا با این كار راضی شود)

به مهربانی و لطف خوشی توانی كه فیلی به مویی كشی. (با محبت و مهربانی میتوانی كارهای بزرگ انجام دهی)

به نافش بستن. ( به خوردش دادند)

به نگاه كردن سگ قصاب نمیشه. (به آدم چشم حیز و به كسیكه به ناموس دیگران نگاه میكند میگویند)

به نون جو میگه پپ. (خیلی فقیر است و در زندگی چیزی نداشته است)

به نون خشكی قانعه. (در خوردن صرفهجو است)

به نون و نمكی كه با هم خوردیم قِسم. (این قسم خوردن برای انجام هر كاری)

به هر جا روی آسمون همین رنگِ. (اوضاع و احوال همهجا یكسان است)

به هر چمن كه رسیدی گلی بچین و برو. (یك جا ثابت نباش همهجا باش)

به هر سازی بزنی میرقصه. (باو هر كاری بگویی انجام میدهد

به هفتادت بود آغاز سستی.

به هیچ صراطی مستقیم نیس. (هیچ كاری را خوب انجام نمیدهد)

به یارو گفتند بابات از گشنگی مُرد گفت دُشت و نخورد.

به یك گُل بهار نمیشه.

بوسیدم و دو دسی تحویل دادیم. (بوسیدیم و كار را كنار گذاشتیم)

بوش از بهشت میآ. (خیلی خوش است دارد خوش میگذراند چرا خودش را به زحمت بیاندازد)

بونی كوتاهتر از ما ندیده. (یعنی باعث رنجش میشود، برای ما اسباب زحمت است)

بی تازی شكار نمیرِ. (یعنی باید كسی كمكش كند ، كسی همراه او باشد)

بیبُزان را بز نده كه فیت بیجا میزنن. (به آدمهای بی ظرفیت كاری را برای انجام دادن نباید داد)

بیبی سی ك.. می بینی و كدویی نمیبینی. (یعنی خانم ك... را میبینی و كدو را نمیبینی كه در داستان مثنوی و معنوی اورده شده است)

بیپولی عیب نیس.

بیخود روغن خودت بر ریگ مریز. (اصرار در این كار نكن)

بیدی نیس كه با این بادا بلرزه .(آدم مقاوم و پشتكارگیری است)

بیرمینه تخ میكنه. (كار بیخودی میكند، كاری كه مربوط به او نیست انجام میدهد)

بیشتر از دهنت حرف میزنی.

بیف كور اُ شور. (یعنی خرابه و بیابان، محلی كه بسیار بد اب و هوا و هیچ چیز برای آسایش ندارد)

بیك... و خایه ما را گائید. (راجع به معامله با زن میگویند یعنی این زن كلاه سر ما گذاشت)

بیگانه اگه وفا كنه خویش منه. گرگی كه به من شیر دهِد میش منه .

بیگدار به آب نزن. (بدون فكر كاری را انجام نده)

بیلش گلی ور نمیدار.ِ (حرفش خریدار ندارد، كار را نمیتواند انجام دهد)

بی ابرش بارونه. (كار برای او مشكل شده، ناراحت است)


نوشته شده در : پنجشنبه 26 دی 1387  توسط : سید محمد حسینی پوررفسنجانی.    نظرات() .

http://isadorayouse.weebly.com/blog/hammertoes-treatment-at-home
یکشنبه 4 تیر 1396 12:39 ب.ظ
I'm so happy to read this. This is the kind
of manual that needs to be given and not the
random misinformation that's at the other blogs. Appreciate your sharing this best
doc.
margarethobden.wordpress.com
چهارشنبه 3 خرداد 1396 03:19 ق.ظ
Hi, just wanted to say, I loved this blog post.
It was helpful. Keep on posting!
BHW
سه شنبه 22 فروردین 1396 05:02 ب.ظ
At this moment I am going away to do my breakfast, after having my breakfast
coming yet again to read further news.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر