تبلیغات
ضرب المثل های عامیانه رفسنجان - الف 2

امروز:

الف 2

اگر تیغ عالم بجنبد زجای نبرد رگی تا نخواهد خدای. (هر چه خدا خواهد همان میشود)

اگه جون بجونش كنی آخر لغتِ خودشِ میزنه.

اگه جیغه پادشایم بزنه نمیارزتِش. (اگر پادشاهم بشود هیچ ارزشی ندارد)

اگه حموم پچل عاروسم كچل. (یعنی این زن بدرد همین مرد میخورد یا این كار بدرد این شخص میخورد)

اگه خاله خایه دش میشد خالو.

اگه خر بشی سوارت میشن. (آدم نباید سواری بدهد)

اگه دنیا رِ آب ببر اونِ خواب میبره. (بیحال است و كار انجام نمیدِ، همیشه در حال استراحت است)

اگه دنیا مازندرونه آفتاب بیش از بارونه. (هر چه باران بیاید ولی آفتاب از باران بیشتر است)

اگه دنیارِ‌ آب ببر شال خر رفسنجونی تر نمیشه. (هر چه باران بیاید اصلاً شال خر آنها خیس نمیشود، باران در شهر اثری ندارد)

اگه رفته بودی عقب ماما كی میاومدی. (یعنی خیلی دیر كردی)

اگه روت نمشه كمو ر بگیر جلو روت. (خجالت نكش)

اگه ریگی تو كفشت نیس بگو. (حرف بدون خجالت بگو)

اگه سایهاش بینه میخوا با تیر بزنه.

اگه شاگرد سفیدی دندون ببینه میخوا سرخی ك... ببینه.( به شاگرد نباید رو داد لوس میشود)

اگه علی ساربونه بلدِ شتر كُجا بخوابونه. (در كارها استاد است)

اگه كلاغ طبیب بود بنو خودش جا میكرد. (اگر كلاغ طبیب بود اول خودش را كه مریض است معالجه میكرد)

اگه لوطی نگه به تخمم دلش میپوسه.

اگه مرغ و فسنجون جلوش بذاری همش یاد از شوهر اولش میكنه. (زن بیوه همیشه از شوهر اولش یاد میكند)

اگه میخواهی بخونی یا تو حموم یا تو خُم.

اگه میدونی كه نون دادن ثوابِ خودت بخور كه بغدادت خرابِ. (اگر میدونی كار خوبی است خودت انجام بده)

اگه نمردیم بر دیوار مرده گذر كردیم. (اگر خودمان بلد نیستیم دیدیم كه دیگران چهكار میكنند)

اگه هوسه یكبار بسِ. (برای هوس انجام این كار بس است

اگه باورمون نمیشه. (حرفهای او مورد اطمینان نیست)

اگه ... گردن خودت (یعنی اگر شكست یا خراب شد یا طوری دیگه شد باید خسارات آنرا بپردازی)

اگه آدم خاك بر سرش میكنه پا تل بلندی. (اگر كاری بخواهد بكند كار باید با ارزش باشد)

اگه آدمی بود هاروزش بهتر از این بود. (اگر آدمی بود كار و بارش بهتر از حالا بود)

اگه بگه ماسا سفیده باورم نمیشه.

اگه پیش هم شرمندهیم پیش صاب گوز روسفیدیم. (یعنی این كار را انجام ندادیم)

اگه تر میخوره یا خُشك كسی صداش نمیفهمه. (سرش به گریبان خودش هست و كاری به كسی ندارد)

اگه توسیزده صفری ما چارشنبه سوریم. (ما بتو باجی نمیدهیم ما مثل خودت هستیم)

اگه چوپون رأش به دوشیدن باشه بز نرم میدوشه.

اگه ده انگشتش زركنی آخر دستت گاز میگیره. (آدم حقشناسی نیست)

اگه دیونه سنگی بنداز تو چاه صد تا عاقل نمیتونن درش بیارن. (كاری كه نادان انجام دهد درست كردنش اشكال زیادی دارد )

اگه دیونهای گا خودت بخور.

اگه سرش بر قولش نمیر.ِ (آدم خوش قولی است)

اگه سیستون دور راهش نزدیك. (اگر درست میگوئی همین الان این كار را انجام بده)

اگه شما نباشید آبادی هم نیس. (شما كه نباشید این محل تاریك و خاموش است و ابادی نیست)

اگه علی ساربونه میدونه شتر كُجه بخوابونه. (در كارها دانا و عاقل است)

اگه قُیه هشت پر دُشته باشی ازت نمیترسم. (اگر سرهنگ هم باشی از تو ترسی ندارم)

اگه كاردش بزنی خونش در نمیآ. (عصبانی است، اوقاتش تلخ است)

اگه كاه از خودت نیس كاهدون كه هَس. (قناعت پیشه كن، رعایت حال خودت را بكن)

اگه گرگه از دست آدم بكنه مشكل میشه جلوش بگیری. (اگر رشته كار از دست آدم در برود بدست اوردنش مشكل است)

اگه گوش عزیزه گوشواره هم عزیزه. (اگر مادر میخواهید باید بچه را نیز دوست بدارید)

اگه گوشت همه بخورن استخونونا همِ بیرون نمی ریزِنَ. (قوم و خوش طرفدار یكدیگر هستند)

اگه لالایی بلدی چرا خوابت نمیبر.ِ (تو كه میدانی انجام این كار خوب است چرا خودت انجام نمیدهی)

اگه مهمون یكی باشه براش گاوی میكشن. (از یك نفر میتوان خوب پذیرایی كرد)

اگه نشاشیدی شب دراز. (اگر اینكار را انجام ندادی وقت زیاد است)

اگه نون گندم نخوردیم دس مردم دیدیم. (یعنی ما با این كار آشنائیم اگر چه خودمان انجام نداده باشیم)

اگه هفت دختر كور دُشته باشه همه را شوهر میدِ. (آدم زرنگ و كار چاق كنی است)

اگه همه میگن نون پنیر تو یكی سرت بزار و بمیر. (بشما ربطی ندارد، تو بیخودی دخالت نكن)

اَلكی خوشحالِه. (بیخیال و بیفكر است)

اَلو بعض پلو. (آتش گرم از خوردن برنج بهتر است)

امام حسین كمِ ولی شمر زیاده.

امروز پنجروش بكنی سال دیگه میگه آخ.

امروز نون بازار خوردین كه یادی از ما كردین. (یعنی امروز نان سنگگ خوردی كه یادی از ما كردی!)

امسال دریغ از پارسال. (پارسال بهتر از امسال بود)

امسال نوبَر كردیم. (یعنی برای اولین بار است كه امسال این میوه را میخوریم)

امیدواریم كه به شماتت دوست و دشمن گرفتار نَشین. (دیگران درباره شما حرفی بزنند)

انار دونه دونه هر دونهای جا خودنه. (هر چیزی به جای خود نیكوست)

اندازه نگهدار كه اندازه نكوست. (بقدر كفایت كار را انجام بده)

اندك اندك جمع شود وانگهی دریا شود. (كمكم چیزی جمع میشود تا ثروتی بشود)

انشاءالله زائو بیاره، مرده شور ببره. (خدا كنه زودی از بین برود، بمیرد )

انگار تخم دو زرده كرده.

انگار خم رنگرزی نیس بزنی توش در بیاری.

انگار رو تخماش نشسته.

انگشت حیرت بدهان گرفت. (افسوس خورد، متأسف شد)

انگشت نمكِ، خروارم نمكِ. (نمك نمك است چه زیاد چه كم)

انگل جای ك... رو نمیگیره. (كار چشم را ابرو نمیكند)

اهل بخیهی.ِ (اینكاره است، میتواند كار را انجام دهد)

او با شاه فالوده نمیخورِه. (خیلی مغرور و متكبر است با هر كسی نمینشیند )

او جلو ما در عقب هر چه رفتیم به گردش نرسیدیم. (تندی رفت، اعتنایی نكرد)

او زن لكاتهایِی.ِ (خیلی شارلاتان و حرف زیادی دارد و ایراد زیادی میگیرد)

اوضاع قمر در عقربه. (اوضاع خراب است شلوغ است)

اول فكر جاش بكن بعد منار بدز. (اول طرح و نقشه بعد كار)

اومد زیر ابروش ور دار زَد چشمش كور كرد. (كار را خرابتر كرد)

اومدی نسازی. (یعنی كنار نمیآیی)

اونجا كه شانس قس میكردن یك جو نصیب ما نشد. (از بیاقبالی و بیشانسی ناله كردن)

اوه تیغش عرش میبره. (خیلی مهم است، آدم صاحب نام و پرآوازهای است)

اوه چه قِرِی قاشق كرده. (خیلی شیك پوشیده)

اوه كی بر اینهمه را رو. (وقتیكه كسی لباس نو یا خیلی شیك و پیك شده باشد میگویند)

اوه ما پیشِش یا (جلوش) لُنگ میاندازیم .(او استاد ماست و خیلی از ما استادتر است)

ای سیا و سفیدی بلدیم. (كوره سوادی داریم)

ای كور سوادی داریم.

ای ور خر مگس معركه لعنت. (ای بر آدم بد لعنت)

ایراد بنیاسرائیلی میگیره. (ایراد بیخودی میگیرد، بهانه الكی میگیره)

این آتشی كه از گور تو میبارِ.

این آرزو را بگور میبر. (آرزو بدلش میماند)

این از اون تو بمیریاست.

این امامزاده معجزه ندارِ. (یعنی او نمی تواند كاری برای شما انجام دهد)

این بچه پسون مادرشم گاز میگیره. (ادم ناجوری است، ناقلا است)

این بچه خیلی كُركُری میخونه. (خیلی سر و صدا میكند و بهانه میگیرد)

این بچه سنگ رو سنگ نمیگذاره.

این بچه سیرمونی ندار.ِ (هر چه بخورد باز هم گرسنه است)

این بچه یِ روده راسی نداره. (دروغگو است و دروغ زیاد میگوید)

این تو بمیری از اون تو بمیریهاست. (اینكار را نمیتوانی انجام دهی نمیگذاریم اینكار را بكنی)

این جا خر با نمد داغ میكنن.

این جا كمال آباده .(حرفهای زشت بین آنها رد و بدل میشود)

این چاه چغوت ندار.ِ ( از این امامزاده معجزهای برنمیآید، كاری برای تو انجام نمیدهد)

این چشم به اون چشم روشنی نمیدِه. (برادر به فكر برادر نیست باید خودت حواست را جمع كنی)

این حموم عرق ندارِه. (یعنی كاری انجام نمیدهد)

این خر نباشه یِ خر دگهای. (اگر این كار را انجام نداد كسی دیگر انجام میدهد)

این دغل دوستان كه میبینی مگسانند دور شیرینی.

این دل اون دل میكُنه. (تردید دارد، دودل است، شك در كار دارد)

این رشته سر دراز دارِه. (این داستان یا كار هنوز ادامه دارد)

این ره كه تو میروی به تركستان است. (این كاری كه تو میخواهی بكنی اشتباه است)

این شتری كه در خونه همه میخوابه. (معمولاً به مرگ میگویند كه شامل همه میشود)

این فتیله رِ از گوشت بیرون كُن. (این كار انجام نمیشود فكر دیگری بكن )

این قبا را به تن تو بُریدهاند. (این كار مخصوص انجام دادن تو است)

این كلاه برا سرش گشادِه. (این كار انجام آن برایش زیاد است)

این كه زاییدی بزرگش كن تا برس به بعدی. (همین كاری كه دستت هست انجام بده تا كار دیگری) {صفحه 122 را مطالعه فرمائید}

این مردهشور مردهشوری نیس كه هر مردهای را بشوره. (یعنی او اینكار را انجام نمیدهد)

این وصله به این پیرَن نمیآیِ. (این زن یا دختر بهدرد ازدواج او نمیخورد)

اینا زورخوابیدكیِی.ِ (این كار اضافی است)

اینا از سوز ك.. نه از درد دندون. (این كار بیخودی است و فایدهای ندارد)

اینا برا فاطی تنبون نمیشه. (به حرف كار انجام نمیشود)

اینا كه برا ما اوردی ببر برا عمهت.

اینا كه میگی شعره. (یعنی بیجا میگوئی، چرند میگوئی)

اینا هم از رو دِل. (اینها بیخودی است و اینها كه میگویی انجام نمیشود فقط حرف است عمل نیست)

اینایی كه برا ما اُردی ببر برا خالِت.ْ (ما هیچی نمیخواهیم هر كار كه میخواهی بكن )

اینجا خونة خالِت نیس. (خیلی خودمانی نباش)

اینجا خونه خاله نیس.

اینقدر چُس و فِس داره كه بیا و بِسیل. (خیلی مغرور و متكبر است كه بیا تماشا كن)

اینقدر خُش چُسِ كه تو كُرت نعنا میچُس.

اینقدر داریم غم توشه كه عاشقی فراموشه. (اینقدر گرفتاریم كه فكر این كارها را نمیكنیم)

اینقدر دود چراغ موشو خوردیم تا به اینجا رسیدیم. (خیلی زحمت كشیدیم تا به این مرحله رسیدیم)

اینقدر سینه نسوزون. (دلسوزی نكن)

اینقدر فسِفسِ نكن. (اینقدر صدا نكن)

اینقدر فنِفنِ نكن. (اینقدر آب از بینی خود نریز، اینقدر صدا نكن)

اینقدر كِلی و كِلی بند مگه چه خبر مگه گنج قایم دار.ِ (خیلی كلید دارد مگر گنج قارون دارد ) ایمون آدمیزاده یك جو بیشتر نیس

اینقدر متلك بارش كرد. ( خیلی حرفهای بد به او زد)

اینقدر واساد تا زیرپاش علف سبز شد. (خیلی مُعطل شد)

اینكار ادم عاقل نیس.

اینها چرك چغندر. (اینها فایدهای ندارد)

اینو بكسی بگو كه تو را نشناسه.

حالا كه دستی در بدن نداره.

الم شنگهای بپا كرد كه نگو. (دعوایی را براه انداخت، ناراحتی ایجاد كرد)

المأمور و معذور. (مأمور دولت مجبور بانجام كار است)

نه كور كُن و نه شفا بده.

الهی اشلون ناكو رو پوزت به مالن. (خدا مرگت بده، خدا كند بمیری)

الهی به شماتت دوست و دشمن گرفتار نشی. (كارت دست مردم نیفتد و خدا كارت را انجام دهد كه دشمنان تورا مسخره نكنند)

الهی جگرت شَل واشَلُ بشه.

الهی خبر مرگت بیارن.

الهی داغت ور سر جِگرم نَهنِه.

الهی دونه قافلو بزنه تو گلوت. (بدرد سختی دچار شوی، الهی دانهای در گلوت بزند كه بمیری)

الهی زبونت از پسِ كلهات دربیا. (یعنی روز خوش ببینی)

الهی شكر عالم خروسی ورچكید ور پشت خالهم. (خالهجون اگر اجازه بدی قاشت بمالم)

الهی نون جلو آب ور جلو آنقدر بری تا بگردش نرسی.

الهی هیچ غریبی تا صبح نكشه. (الهی آدم غریب زود بمیرد)


نوشته شده در : پنجشنبه 26 دی 1387  توسط : سید محمد حسینی پوررفسنجانی.    نظرات() .

Florence
دوشنبه 16 مرداد 1396 05:24 ب.ظ
This post is in fact a nice one it assists new net viewers,
who are wishing for blogging.
jaymelokhmator.wordpress.com
سه شنبه 2 خرداد 1396 09:13 ب.ظ
I am genuinely thankful to the owner of this web site who has shared this great post at here.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر