تبلیغات
ضرب المثل های عامیانه رفسنجان - آ

امروز:

آ

آب از آب تكون نمیخوره. (هیچ اتفاقی نیفتاد)

آب از آسیاب افتاد. (ماجرا تمام شد)

آب از سرچشمه گلآلوده. (كار از اول خراب است)

آب از گُج مشتش رد نمیشه. (آدم خسیسی است)

آب از لك و لچهش كش كرده بود. (خسته شده بود)

آب اگر رو گربه بریزی دستت ستاره میشه.

آب اومد از روغن چربتر. (اوضاع و احوال بد شد)

آب باید از سرچشمه بس. (كار را باید از اول محكم كرد)

آرت پاكی خمیر نمیكُنه. (یعنی خراب است، فاحشه میباشد،تهش باد می دِهد)

آب پاكی ریخ رو دستش. (رُك و راست بهش گفت)

آب پاكی ریخت رو دستمون.

آب چشمش ریخته. (بیشرم و بیحیا است)

آب خُش از گلوش پایین نمیره. (ناراحت و گرفتاراست)

آب خوش از گلوش پائین نمیرِ.

آب در خونه تلخِ. (چیزی كه در دسترش باشد كم اهمیت است)

آب در كوزه و ما تشنه لبان میگردیم یار در خانه ما گرد جهان میگردیم. (آنچه ما دنبال آن میگردیم اینجاست)

آب دریا از لقزدن سگ نجس نمیشه. (آدم بزرگ هیچوقت كوچك نمی شود)

آب رفته بجو باز نمیگرده. (كاری كه جبران آن مشكل است)

آب شد و رفت تو زمین. (ناگهان غایب شد)

آب كه از سرگذشت چه یك نی چه صد نی. (وقتی اوضاع خراب شد چه كم چه زیاد)

آب كه پای دیوار بیفته دیواره می غلطونه. (با آدم ناكس نباید معاشرت كرد)

آب كه یِ جا بمونه میگَنده.

آب نخوردهِ ورِ گلوش میبندنْ. (یعنی كاری انجام نداده میگویند انجام داده است)

آب نطلبیده مرادهِ. (چیزی كه نمیخواهی اگر به تو بدهند بفال نیك میگیری)

آبرو آب جو نیس.

آبمون ور یِ جو نمیرِ. (با هم نمی توانیم سازش داشته باشیم)

آبومون و گاومون و زنمونَمْ ورُزِی.ِ (آبداری داریم،گاوداری داریم زنمان هم در حال زائیدن است)

آبی توی پوستش دوییده. (چاق شده، سرحال آمده است)

آبی نمیبینه وگرنه شناگر ماهریِ. (اگر كاری دستش بیفتد میداند چگونه رفتاركند)

آتش روشن كُن معركهی.ِ (بین دیگران اختلاف ایجاد می كند)

آتش كه گرفت خشك و تر با هم میسوز.ِ (معركه كه بوجود آید شامل همه میشود)

آتشی گذشتیم پشت دستمون كه دیگه از این كارا نكنیم. (یعنی توبه كردیم كه اینكار را نكنیم)

آخر پیری و معركه گیری. (این كار از آدم پیر و جا آفتاده بعید است)

آدم است و لباس زمین است و پلاس.

آدم باید ببینه جاشِ بذار پاشه. (یعنی جوانب كار را در نظر بگیرد)

آدم باید دوست و دشمن خودش را بشناسه.

آدم بد كیسهایی.ِ (قرض میگیرد پس نمیدهد اگر بدهد دیر میپردازد)

آدم بدرد بخورینیس.

آدم بدرد نخوریی.ِ (نمیتوان به او اطمینان كرد)

آدم بهتره كه كِرم پس كله ندوشته باشه. (یعنی وارث نداشته باشد، بعد از مرگش هیچ كسی را نداشته باشد)

آدم بی سواد كور.ِ

آدم بیخودییِ. (آدمی نیست مورد اطمینان باشد)

آدم پول پیدا میكنه نه پول آدم.

آدم تنبل عقل چل وزیر دار.ِ

آدم جِلغوزی. ِ(آدم سبك سر و بی عقلی است)

آدم خُش معامله شریك مال مردمِ.

آدم خون طمع ریشش به كونِ مفلسِ. (كسیكه طمع داشته باشد بجایی نمی رسد)

آدم داتی و اینهمه ادا. (كسیكه دهاتی هست نباید اینهمه ادا و اصول داشته باشد)

آدم دانا هم دونه و هم پرسه. آدم نادون نه دانه نه پرسه

آدم دروغگو حافظه نداره. (كمحافظه است)

آدم دندون گِرتیی.ِ (یعنی در معامله هیچگونه ملاحظهای نمیكند)

آدم دوبار به دنیا نمیآیه.

آدم روزه شكدار نمیگیره. (این كار را انجام نمیدهد)

آدم زرنگ دو دس لباس می شلونه. (آدمی كه زرنگ باشد بیش از دیگران ضرر می كند)

آدم سادهای مثل چو اسكم بیل. (به طعنه می گویند یعنی خیلی كلك است)

آدم سرد میشه. (كاری كه میخواهد بكند پشیمان میشود)

آدم شومی مثل بیف كور. (مثل جغد شوم است)

آدم عاقل بیگدار به آب نمیزنه.

آدم عاقل صدبار میپرسه میتُرسه بعد انجام میدِه.

آدم قرمساق نشنفتهایی.ِ (كسی با او بلند حرف نزده همه احترامش را دارند)

آدم كه از زیر بته جاز درنیومد.ه

آدم كه پیر می شه حرصش زیاد میشه.

آدم كور چراغ نمیخوا آدم كَلْ شونه.

آدم گدا اینهمه ادا.

آدم گرسنه ایمون نداره.

آدم لقمه رِ از پشت سر نمیبره تو دنش. (كار را برعكس انجام نمی دهند از راهش انجام میدهند)

آدم می زنن میگَن چرا گفتی نمیزنن بگن چرا نگفتی. (سكوت بهتر از حرف زدن است)

آدم ناتویی. (ناجور است)

آدم نادون نَدونِ و نه پُرسه. (آدمی كه نادان باشد نه می داند و نه میپرسد)

آدم نباید پاش از گلیمش درازتر بكنه. (هر كسی باید به اندازه دهانش لقمه بردارد)

آدم نتراشیده نخراشیدهیِ. (آدم از هم دررفته و خیلی چاق و بیحال)

آدم نظر تنگییِ. (خسیس و فرومایه است)

آدم نمیدونه به چه سازش برقصه. (آدم نمیداند كه چگونه با او رفتار كند)

آدمی جایزالخطاست. (آدم اشتباه میكند)

آدمی دِمی. (آدم دارای نفس و زندگی است)

آدمی كه بچه نداره هیچ غمی نداره.

آدمی كه جاز نداره اینهمه ناز نداره. (عروسی كه جهاز ندارد اینهمه ناز ندارد)

آدمی كه هشتش گرو نُهشِ.

آدمی نیس نمیشهِ روش حساب كنی. (یعنی نمی شود به او اعتماد كرد)

آدمی نیس وِلش كن. (به او اعتماد نكن به او كاری واگذار نكن)

آدمیزاد شیر خون خورده.

آرد بیختیم و كمورو آویختیم.

آرتمون با هم بهیِ جوال نمیر.ِ (با هم نمی توانیم سازش داشته باشیم.)

آرزورِِ بگور میبرِ (میمیرد و آرزو بدلش میماند.)

آسین نو بخور پلو. (توضیح در صفحه 120) آسین= آستین

آسینارِ بالا بزن. (یعنی بیا كمك كن)

آسمون جل و قاطمه ركاب. (هیچ چیز در بساط ندارد بیچیز و بیسرمایه است)

آسمون و رسمونِ بهم میبافهِ. (دروغ خیلی میگوید)

آسه برو آسه بیا كه گربه شاخت نزن.ِ (كار را یواش یواش انجام بده)

آسه برو اسه بیا كه گربه شاخت نزن.ِ (كار خودت بكن كاری به كار مردم نداشته باش )

آسوده كسی كه خر ندارِ از كاه و جوش خبر ندار.ِ (آدم بی چیز هیچگونه غمی ندارد)

آسیا به نوبت.

آسیا ما همه چیآرت میكنه. (یعنی ما همه كار میكنیم ما همه چیز میخوریم.)

آسیا میتپهِ میلرزه جا خودشِ میگیره. (كارها درست خواهد شد و نگرانی تمام میشود )

آسیا نو تیز. (یعنی این زن و شوهر هنوز جوان هستند)

آسیا نو كلِت و فلتی یم دارِ. (یعنی زن و شوهری كه تازه ازدواج كردهاند گاهی با هم سروصدایی می دهند

آش دن سوزی نیس.

آش كشكِ خالهِتِ بخوری پاتِ نخوری پاتِ..

آش نخورده ور شكمون میبنده. (كاری كه نكردیم میگوید این كارو كردی)

آشپز كه دو تُ شِد آش یا شور میشِ یا بی نمك.

آشی برات بپزم كه یك وجب روغن روش باش.ِ (یك كاری بسرت بیاورم كه فراموش نكنی)

آغ داییت جم كن. (خودت را جمع كن، درست بنشین) جم= جمع

آفتاب از كدام ور در اومدِه. (چطور شد كه آمدی، یا این كار را كردی)

آفتاب لِب بونه. (آخر عمرش هست)

آفتاب همیشه زیر ابر نمیمونه. (حقیقت عاقبت برملا میشود)

آفتابه به چلو صافی میگِ دو كُتو. (كسیكه خودش عیب دارد عیب دیگران را میگوید)

آفتابه خرج لحیم.ِ (خرج بیخودی میباشد، نباید در مورد ان خرج كنید)

آفتابه لگن هف دس، شوم و نهار هیچی. (تشریفات زیاد ولی خبری از شام و نهار نیست)

آفتابی شد.ِ (پیدا شد)

آقا بالاسر. ( آقای خانه، ارباب)

آقا بالاسری دیگه نمیخیم.ْ (بزرگتری احتیاج نداریم)

آقا بجدت قسم، به شال سبزت قسم، دستی بكش ور ك...م، ببین چه مُخمل سرم.

آمد بسرم از انچه میترسیدم .(آنچه فكرش نمیكردم شد)

آمدم ثواب كنم كباب شدم. (خوبی میخواستم بكنم گرفتار شدم)

آن درسی كه تو خوندی ما ازبریم. (آنچه كه تو فكر میكنی ما جلوتر آن را میدانیم.)

آن ذره كه در حساب ناید ماییم. (ما هیچ چیز بحساب نمیآئیم)

آن را كه حساب پاك است از محاسبه چه باك است. (آدم درست هیچگونه ناراحتی ندارد)

آن روی ورق نخوندی. (فكر این یكی را نكردی)

آن سبو بشكست و ان پیمانه ریخت. (دیگه ما برای تو كار انجام نمیدهیم)

آنجا كه عقاب پر بریزد از پشه لاغری چه خیزد.

آنجائیكه حساب نداریم ناخونك نمیریم.

آنچه تو قُطی عطار بود بهش دادیم اثر نكر.د ( همگونه دوایی به او دادیم خوب نشد)

آنچه كه بجایی نرسد فریاد است. (با فریاد كردن كاری از پیش نمیرود)

آنچه كه رِشتیم پنبه شد. (كاری كه انجام داد بینتیجه ماند)

آنقدر بزنمت تا رب و ربت یاد كنی.

آنقدر سمن هس كه یاسمن توش گم.ِ (خیلی شلوغ و پلوغ است)

آنقدر شور بود كه به خانمْ رسید. (یعنی همه از آن خبردار شدند)

آنقدر مار خورده تا افی شده. (خیلی كاركُشته شده) افی= افعی

آنقدر واس تا علف زیر پات سبز بشه.

آنها دونفر بودند همراه ما صد نفر بودیم تنها. (همراهی و تنهایی را می رساند)

آه از نهادش برآمد. (نگران شد، ناراحت شد)

آه در بساط ندارِ كه با ناله سودا كنه. (بی چیز و فقیر است)

آه ندارِ كه با ناله سودا كنِ. (بیچیز و بینوا است)

آه ور پر جگر نداره.


نوشته شده در : پنجشنبه 26 دی 1387  توسط : سید محمد حسینی پوررفسنجانی.    نظرات() .

vitamin e and foot pain
دوشنبه 12 تیر 1396 03:03 ق.ظ
I drop a leave a response each time I appreciate a article on a blog or I
have something to valuable to contribute to the conversation. It is a result of the fire displayed
in the article I looked at. And after this post ضرب المثل های عامیانه رفسنجان - آ.
I was moved enough to drop a thought ;-) I actually do have some
questions for you if you usually do not mind. Is it just
me or do a few of these responses appear like left by brain dead individuals?
:-P And, if you are posting at additional social sites, I would like
to follow you. Would you list the complete urls of your shared pages
like your Facebook page, twitter feed, or linkedin profile?
sennpedichga.mihanblog.com
شنبه 10 تیر 1396 09:31 ق.ظ
Wow, that's what I was exploring for, what a stuff! existing here
at this website, thanks admin of this web site.
foot pain side
دوشنبه 5 تیر 1396 02:14 ق.ظ
Thanks for finally writing about >ضرب المثل های عامیانه رفسنجان - آ <Liked it!
http://plaza.rakuten.co.jp/rochellweser/diary/201507110000
یکشنبه 31 اردیبهشت 1396 03:31 ق.ظ
Incredible quest there. What occurred after?
Good luck!
BHW
جمعه 18 فروردین 1396 08:45 ب.ظ
Hi, this weekend is pleasant in support of me, as this moment
i am reading this impressive educational paragraph here at my residence.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر