تبلیغات
ضرب المثل های عامیانه رفسنجان - ی

امروز:

ی

یِ آدم دس و پا چلفتی ی كه نگو. (بیحال است و نمیتواند كاری از پیش برد) ی= یك

یِ پا دش صد ت هم قرض كرد و در رفت. ( با سرعت هر چه بیشتر فرار را بر قرار ترجیح داد)

ی پاش تو این دنیای یِ پاش تو اون دنیا. (در حال مردن است)

یِ پیرن بیشتر از تو شلونده. (در كار از تو استادتر و باتجربه تر است)

یِ چغوت در دس بهتر از صد چغوت تو هوای.

یِ حلیم پختن صبر كن. (زیاد صبر كن)

ی دس صدا نداره. (آدم تنها و یكه نمیتواند كاری انجام دهد)

یِ دسی میزنی. (داری ما را وادار به این كار یا حرف میكنی)

یِ دل نه صد دل عاشق شده. (عاشق او شده است)

یِ ده اباد بهتر از صد شهر خرابه. (یك ده آباد از صد شهر خراب بهتر است)

یِ دهاتی كه كُ...و بیفته ی شهری ر بسه.( یك زن دهاتی اگر فاحشه شود برای یك شهر كافی اشت)

یِ روح در قالب دو تن. ( با هم خیلی دوست و مهربانند)

یِ روده راس ندار این بچه. (خیلی دروغ میگوید یك حرف راست نمیزند)

ی روزی نوبت رقص ما هم میشه. (یك روزی نوبت ما هم میشود. ما هم بلدیم كه چكار كنیم)

یِ ستاره تو هف آسمون نداره. (تنها و بیكس است)

یِ سرو هزار سودا. (خیلی كار دارد)

یِ سوزنی به خودت بزن یِ جوالدوز به دیگرون. (آنچه برای خودت نمیخواهی برای دیگران هم نخواه)

یِ سیخی زیر پالونش میكنم. (او را گوشمالی میدهم )

یِ شب هزار شب نمیشه. (هر چه سخت باشد باید تحمل كرد)

یِ صناری نمیارزه. (ارزشی ندارد)

ی عمر گدایی كرده هنوز شب جمه را بلد نیس. (هنوز راه كار را یاد نگرفته است) جمه= جمعه

ی قرون دو قرون نیس كه. (پول زیادی است، پول زیادی احتیاج است)

یِ قرونش زیر هزارمن خاكه. (پیدا كردن پول سخت است و نباید ولخرجی كرد)

یِ كاسهای زیر نیم كاسه ی. (یك مسألهای در كار هست )

یِ كشكی برات بسابم كه یِ من روغن روش باشه. (یك بلای سرت بیاورم كه كیف كنی)

ی كفش به پا و ی كفش به دست باید رف. (باید اینجا را با بد بختی ترك كند)

یِ كفشش نوحه میخونه یك كفشش سینه میزنه. (بیچیز و فقیر است)

یِ كلاغ و چل كلاغ. (یك حرف شنیده است خیلی به آن اضافه كرده است، موضوع را بزرگ كرده است)

یِ گربهای برات برقصونم. (اشكال تراشی در كارتو میكنم و مزاحمتی برایت ایجاد میكنم)

یِ گز ولش كنی صد گز میپره. (اگر به او اجازه دادی كه كاری انجام دهد هزار كار میكند، هزار جا میرود)

یِ گوشم كر یِ گوشم كرباسِ حوالت كردم به حضرت عباس.

یِ گوشم كرو یِ گوشم دیوار. (اصلا توجهی به او ندارم)

یِ لا قبای.ِ (فقیر و بیچیز است)

یِ لقمه سیر و نمیسیر میخوریم. (زندگی را به سختی می گذرانیم)

یِ مله عروسیه هف مله ور میشورن. (یك جا عروسی و جشن ازدواج است خانههای دیگر هم میل به جشن و ازدواج پیدا میكنند) مله= محله

یِ مرد جنگی به از صد هزار. (یك سوار كار مجهز از صدهزار سوار كار نامجهز بهتر است)

یِ مرید خر بهتر از صد تو بره زره. (به مرید خر هر چه بگویی عمل میكند و كوركورانه اطاعت میكند)

یِ مُشت قلمبه سُلمبه تحویل داد. (حرفهای ییخودی زد، حرف حسابی نزد)

یِ من خاك هزار من ننگ و میپوشونه. (بمیرد بهتر از این است كه زنده باشد)

یِ من رفتم هزار من ورگشتم. ( رفتم ولی خیلی به من بد گذشت)

یِ مو از خرس كنده بشه غنیمته. (یك كار جزئی هم كه انجام شود غنیمت است)

ی مو نباید از سرش كم بشه. (باید مواظب او باشید)

یِ مویز و چل قلندر. (چیزی كم است ولی همه باید از آن استفاده كنند)

یِ نارنج بندازی بالا تا بیا پائین هزار ت چرخ می خوره. (گردش روزگار خیلی كارها میكند)

یِ نه جون راحت یِ ها صد بلا.(با گفتن یك ها ممكن است دچار ناراحتی زیادی شویم)

یا زنگی زنگ یا رومی روم. (فكر آخرش كردیم یا برنده میشویم یا میبازیم)

یا مكن با پیلبانان دوستی یا بنا كن خانهای در خورد پیل. (با كسی دوستی میكنی فكر همه جای آن را بكن)

یارو بُلیتِ ولش كن. (دیوانه است دست از سرش بردارید)

یارو زندی میشكنه. (مثل تهرانیها لفظ قلم حرف میزند)

یارو عمرش سه روز بود میگفت كفشی بدوز سه سال عمر كنه .

یسال بخور نون تره صد سال بخور نون كره. (یك سال با سختی زندگی كن صد سال راحت باش)

ی بز كمتر یِ هخ كمتر. (هر چه تعداد كمتر باشد بهتر است چه شاگرد و چه چیز دیگری باشد)

ی بز گر گلهای را گر میكنه. (یك سیب گندیده تمام سبد سیب را خراب میكند)

ی سر هزار سرو نگه میداره ولی هزار سر نمیتونه ی سر نگه داره.

ی شبه مهمونیم و صد ساله داگو. (ما ماندنی نیستیم زحمت كم میكنیم ، خیلی مزاحم نمیشویم) داگو= دعاگو

ی نه و صد آسون ی ها و صد بلا. (با گفتن یك حرف ممكن است دچار رنج فراوان شوی)

ی یوسف و صد خریدار.

یكدم نشد كه بی سر خر زندگی كنیم. (همیشه مزاحم كار ما بوده است و مزاحمت ایجاد میكند)

یكی بگودوتُ بشنو. (هم حرف بزن هم گوش كن)

یكی كم دو تُ غم سه ت خاطر جمِ. ت= تا جم= جمع

یكی میبُره یكی میدوزه. (محال سخن گفتن بما نمیدهند كه ما هم حرفی بزنیم)

یكی نگفت خالو خرت به چند. (كسی به او توجهی نكرد)

یكی ور در میزنه یكی ور دروازه. (حرفهای خود را به كنایه میزند كه شما بشنوید)

یكی ور میخ میزنه یكی ور نعل. (حرفهای خود را به كنایه میزند كه شما بشنوید)

یكی ور نعل میزنه یكی ور میخ. (حرف های خود را به كنایه می زند)

یكی یكی دونه یا خُل میشه یا دیونه. (تك فرزند یا كم عقل است و یا دیوانه است)


نوشته شده در : پنجشنبه 26 دی 1387  توسط : سید محمد حسینی پوررفسنجانی.    نظرات() .

judivandagriff.blog.fc2.com
سه شنبه 2 خرداد 1396 03:19 ق.ظ
I’m not that much of a online reader to be honest but your blogs really nice, keep it up!
I'll go ahead and bookmark your site to come back later.
Many thanks
BHW
یکشنبه 27 فروردین 1396 06:44 ب.ظ
Keep on working, great job!
BHW
سه شنبه 22 فروردین 1396 05:27 ق.ظ
What's up, this weekend is fastidious in favor of me, since
this time i am reading this enormous educational article here at my home.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر