تبلیغات
ضرب المثل های عامیانه رفسنجان - م 3

امروز:

م 3

مرگ اُفتاد توشان. (همه مردند)

مرگ خوبه اما برا همسایه. (خودش نمیخواهد به درد سر بیفتد)

مرگ یبار و شیون یبا.ر (كار را یكدفعه تمام كن)

مست بودم اگر گهی خوردم گه فراوان خورند مستانا اگر حرفی زدم. (اشتباه كردم)

مشت بر سندان كوفتن. (كار بیفایدهای است)

مشت به درفش ور نمیآ. (آدم زورش به قویتر از خودش نمیرسد)

مشت پس خایه .

مشت نمونه خروار است.

مشكی كه نیس بادش كنیم. (كار زود انجام نمیشود)

معلوم نیس نفسی بیا یا نیا. (شاید زنده باشیم یا نباشیم)

مفتش گرونه. (اگر مجانی هم بدهند نمیارزد)

مفشو ر جمع كن. (مواظب نشستن خودت باش)

مكافات تو همین دوره زمونهیِ. (دنیا دار مكافات است)

مكش مرگ مایِ .(زیبا و دوست داشتنی است)

مگه اینجا سر گردنهیِ. (محل دزدهاست)

مگه اینجا شهر هرتِ. (شهر بیحساب و كتاب است)

مگه اینجا كاروانسرایِ. (هر كه شد وارد آن شود)

مگه به اسب شاه گفتیم یابو. (به بد كسی توهین كردیم)

مگه پول علف خرسِ. (پول اهمیت دارد)

مگه تخم دو زرده گُذشته. (كار بزرگی انجام داده است)

مگه جوال كاهِ. (بزرگ)

مگه جونم از رود گرفتم. (برای جانم ارزش قائلم، جانم را دوست دارم)

مگه چشم بندیِ. (شعبده بازی است)

مگه خرم به گل مونده. ( مثل خر تو گل گیر كرده ،گرفتار شدم)

مگه خم رنگرزی. (همه رنگی دارد، كار ساده انجام دادن)

مگه خوشی زیر دلت میزنه. (از خوش بودن)

مگه روغن پاریز فروختی. (روغن پاریز از لحاظ قیمت گران و از لحاظ جنس مرغوب است)

مگه زبونت تو كونی میخورِ. (چرا حرف نمیزنی)

مگه زبونت درد میآ. (پول زبونت را میخواهی چرا حرف نمیزنی)

مگه سركِلِمِ دوا كردی. (برایم پول خرج كردی)

مگه سگ هارم گرفته. (مگر من بدجنسم)

مگه صاحبش مرده.

مگه قند مار سیل فروختی. (در قدیم قند بلژیكی خیلی گران بوده است)

مگه كشتیآت غرق شده. (ناراحتی)

مگه كف دستم بو كردم. (بیخبرم، خبری نداشتم)

مگه مال دُزدییِ. (اسباب و اساس دزدیده شده است)

مگس نمیكُشه ولی دل میشورونه. (این كار باعث رنجش طرف میشود)

مگه شش ماهه بدنیا اومدی. (صبر نداری)

مگه عاشق چشم و ابروتَمْ. (برای من اهمیتی نداری)

مگه ما كُ... گربه حاج باقر گذشتیم. ( ما با دیگران فرقی نداریم)

مگه هفتوكی بدنیا اومدی. (صبر نداری)

مُلا را از سر خاك برداشتند. (مسأله تمام شد، قائله خاتمه یافت)

مُلا شدن چه آسون آدم شدن چه مشكل.

ملچ و ملوچی راه انداخته. (صدای دهان در اثر خوردن چیزی)

ملوسو. (محمد لوس و ننر)

مم نهنهر لولو برده. (خبری نیست، هیچی وجود ندارد)

من پیرم و میلزرم به ندازه صد ت جوون میارزم. (با وجودی كه پیر هستم ولی ارزشم از جوون بیشتر است)

من در اُوُردی. (از خودش چیزی در میاُورد)

من در چه خیال و فلك در چه خیال. (فكر من با فكر تو خیلی فرق دارد)

من دو ت پیرن از تو بیشتر شلوندم. (تجربه من از تو بیشتر است)

من كفتر چای یم میگی نه بغبغو. (من كبوتر چاهی هستم اگر قبول نداری اینهم صدایم)

من میگم ریسمون تو میگی آسمون. (برعكس من حرف میزنی)

من نمیخوام صدا نحست بشنوم. (از شنیدن صدای تو بیزارم)

من نوكر سلطانم نه نوكر بادمجون. (من از سلطان طرفداری میكنم نه از بادمجان)

{صفحه 125 را مطالعه فرمائید}

منت كون دادنش ور ما دارِ. (بر ما منت دارد، خیلی ناز میكند)

مِنمِن نكن. (درست حرف بزن)

مهرم حلال سرم آزاد.

مهره مار دارِ. (انسان را جذب میكند)

مهمون حبیب خدای.

مهمون خر صاحبخونه ی.

مهمون روز اول طلا روز دوم نقره، روز سوم تس. (مهمان روز سوم بیارزش میشود)

مهمون روزیرِ با خودش میآره. (مهمان باعث بركت خونه است)

مهمون كه زیاد شد آبش زیاد میكنیم. (هر چه میخواهید باشید زیاد هم باشید اشكالی ندارد)

مهمون كه یكی باشه براش گاو میكُشیم. (برای یك نفر مهمان همه كار میشود كرد)

مهمون مهمون نمیتونه ببینِ صابخونه هر دوتا شون. (مهمان چشم دیدن مهمان دیگر را ندارد و صابخانه هر دو را دوست ندارد)

مهمونی به زور نمیشه دوستی به چو و كتك. (به زور نمیشود كسی را مهمان كرد و كسی را با كتك نمیتوان دوست كرد)

مو بر بدنش راس شد. (ترسید)

مو برتنم سیخ شد. (ترسیدم)

مو دماغش شد. (مزاحم او شد، برای او مزاحمت ایجاد كرد)

مو لا درزش نمیرِ. (كار خیلی دقیق انجام شده، محكم است و استحكام دارد)

مو نمیزنِ. (فرقی ندارد)

مو ور تن آدم راس میشه. (آدم خیلی میترسد)

مواظب باش كُلات ور ندارن. (مواظب باش كلا سرت نرود)

مودی از خرس بكنی غنیمت. (فرصت را غنیمت دار، اگر كسی چیزی هر چند كم بگیری غنیمت است)

مورچه چیه كه كلهپاچهش باشه.

مورمور كردن. (حالت خاریدن و خواب رفتن دست و پا)

مورو از ماست میكشِ. (آدم زرنگ و كار چاق كنی است)

موسموس كردن. (ناله كردن و خود را لوس كردن، به پا و دست صاحب خود پیچیدن)

موش آب كشیده. (خیس و مرطوب است)

موش تو آسیاب سفید نكرده. (بیخودی پیر نشده تجربه دارد)

موش مردگی. (ضعف و بیحالی)

موش نمیرف به قالش جارو میبس دنبالش. (كار ساده نمیتواند انجام دهد تقاضای كار سخت میكند، خودش را جایی راه نمیدهند كسانی دیگر را نیز با خود میبرد)

موقع رقصیدن ما هم میشه. (نوبت به ما هم میرسد)

می نخورده مس. (هنوز عرق و شراب نخورده مستی میكند)

میآ دولش چرب كنی. (باید به او رشوه دهی تا كارت انجام گیرد)

میا برِ غاز بچرونه. (بیكاراست، كسب و كاری ندارد)

میبخور و منبر بسوز و آتش اندر خرفه زن. اما مردم آزاری نكن. (هر كار میخواهی انجام ده اما مردم آزاری نكن)

میترسم آخر بلایی سر خودش بیارِ .

میتلنگه. (حالی میدهد)

میخ تو كفشمون شده. (مزاحم ما است)

میخوا از آب رد بشه یا شمِ ترنَش. (میخواهد كسی از كار او سردر نیاورد، میخواهد تبرئه شود و پول هم خرج نكند)

میخواستم قاتق نونم بشه بلای جونم شد. (میخواستم بمن كمك كند باعث ناراحتی من هم شده)

میخوام ما روش نو كنم. (بطعنه میگویند یعنی میخواهم ببینمش) در جواب چكار داری میگویند

میخواهی ك.. كردن یاد پدرت بدی. (تو میخواهی كار را یاد ما بدهی)

میرود سال تنگ میمونه نام ننگ. (ناراحتی تمام میشود و نام ننگ باقی میماند)

میشنگه. (دلش میخواهد كه حالی ندهد)

میگم نره میگه بدوش. (نمیتوان كار انجام دهم میگه انجام بده)

میون پُتی را نمیتونه نصف كن. (بیعرضه است و كار چاق كن نیست)

میون پُشمی را نمیتونه نصف كن. (بیعرضه است و كار چاق كن نیست)

میون پیغمبرا گشته جرجیس پیدا كرده .(نتوانسته آدم بدردبخوری را پیدا كند)

میون حرف كسی دویدن. (در بین حرف زدن كسی دویدن و حرف او را قطع كردن)

میون دعوا نون حلوا قِس نمیكنن.

میون دو نفر رو بهم زدن .(بین آنها اختلاف بوجود آوردن)

میون زمین و آسمونه. (نه این طرفی هست و نه ان طرفی وسط مانده)

میون كلومتون شكر. (ببخشید كه حرف شما را قطع كردم)

میون گندم خطی تو اور جو ما اینور جو. (تساوی برقرار باشد)

میونهاش بهم خورده. (بین آنها اختلاف بوجود آمده)

میوه دور از درخت نمیاُفته. (بچه به پدر و مادرش میرود)

میوهای شیرینتر از اولاد نیست شاخ گاوی كمتر از دوماد نیس.


نوشته شده در : پنجشنبه 26 دی 1387  توسط : سید محمد حسینی پوررفسنجانی.    نظرات() .

anonymous std testing
جمعه 2 تیر 1396 10:38 ب.ظ
بسیار ریشه از خود نوشتن در حالی که صدایی دلنشین ابتدا
آیا واقعا حل و فصل کاملا با من
پس از برخی از زمان. جایی درون پاراگراف شما موفق به من مؤمن اما
تنها برای کوتاه در حالی که.
من این کردم مشکل خود را با فراز در منطق و یک ممکن است را سادگی به
کمک پر کسانی که معافیت. در صورتی
که شما در واقع که می توانید انجام من
را بدون شک تا پایان مجذوب.
melendezwlyhhthczu.sosblogs.com
سه شنبه 2 خرداد 1396 07:04 ق.ظ
you're truly a just right webmaster. The site loading speed is amazing.
It sort of feels that you are doing any unique trick.
Moreover, The contents are masterwork. you have performed a wonderful job
in this matter!
BHW
سه شنبه 22 فروردین 1396 03:21 ب.ظ
Its like you read my mind! You appear to know a lot
about this, like you wrote the book in it or something.

I think that you can do with some pics to drive the message home a bit, but other than that, this is fantastic blog.

A fantastic read. I will certainly be back.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر