تبلیغات
ضرب المثل های عامیانه رفسنجان - مقدمه

امروز:

مقدمه

ای خالق من به سپاس و ستایش تو لب میگشایم و بهروان مقدس محمّد و آلش درود می فرستم و در سایه لطف خویش به نیّت پاك من توسعه ارزانی فرما و بهروان پاك مولا علی (ع) قسمت می دهم كه در معضلات و مشكلات یار و یاور من باش. كمك نما تا این بار سنگین را كه به عهده گرفتهام به سرمنزل مقصود برسانم. مقرر فرما كه قلم و دستها و نیت من خیر و در راه شناساندن فرهنگ عامیانه شهرم رفسنجان به كار گرفته شود. یاریم نما كه قلمم از خودستایی و تفاخر خاموش باشد. ای خدا مقرر فرما تا همه را دوست بهدارم و دیگران نیز مرا دوست بهدارند خدایا پدر و مادرم در این دنیای وانفسا رنج فراوان ˜شیدهاند تا مرا به اینجا رسانیدهاند. در حالیكه از من خیری ندیدهاند خدایا سود و ثوابی بهروح نازنین پدر و مادرم كه دستشان از چاره كوتاه است عاید بفرما. و به فرزندان و همسرم كه نور چشمانم هستند امور آنها را بهخیر و در زندگی موفق و كامروایشان گردان .

از الطاف بیپایان ریاست محترم دانشگاه ولیعصر(عج) جناب آقای دكتر محمدعلی دهقان ، همچنین از آقای مهندس محسن ارسلان،آقای مهندس محسن محمدیعلی آبادی و خانم صدیقه شهابالدینیپاریزی كمال تشكر و سپاس را دارم كه از هیچگونه همراهی و كمك دریغ نفرمودند. ودر خاتمه از سرکار خانم بهشته بهشتی برای طراحی جلد كتاب ازصمیم قلب متشکرم.

 

آمین یا ربالعالمین

تاریخ 11/11/1380

سید محمد حسینی

شرح حال و مقدمه نویسنده

پس از سلام و درود بر حضرت محمد(ص) ختمی مرتبت و رسول اكرم و اولاد معصومینش یعنی بر دوازده امام و 14 معصوم سلاله پاك و مطهرش.

با عرض سلام

در قدیم شهر رفسنجان به سه محله علیآباد، قطبآباد و كمالآباد تقسیم میشده كه بعداً محلات دیگری به آن اضافه شدهاند. نویسنده خود از اهالی شهر و متولد محلة علیآباد كوچه رهنما میباشد آبا و اجداد پدری در محله قطب آباد ساكن و جز سادات حسینی این محله بودهاند. جده و اقوام مادری ساكن علیآباد و از خانوادههای جواهری و خاندانی میباشند. خودم نیز بمدت سیوچهار سال در دبیرستانهای شهر به تدریس زبان انگلیسی و تعلیم همشهریان عزیز در اداره آموزش و پرورش این شهر كه در قدیم به بهرامآباد معروف بود پرداختهام. و مدت پنجاهوهشت سال عمر خود را در این شهر سپری كردهام.

 

این مجموعه حاصل چهل سال تجربه شخصی خود و اقوام و دوستان و آشنایان میباشد و چیزی نیست كه خودم بر آن افزوده یا از آن كاسته باشم. بلكه آنچه را كه شنیدهام نوشتهام. و بقول رفسنجونیها دودچراغ موشو خوردهام (زحمت بسیار كشیدهام) تا این مجموعه را گردآوری نمایم كار سهل و سادهای نبوده كه امیدوارم مورد پسند و دلخواه همشهریان عزیزم قرار گیرد تا چه قبول افتد و چه در نظر آید. شاید عدهای بگویند كه عفت قلم و حرمت آن را حفظ نكردهام ((ن والقلم و مایسطرون)) قسم به قلم و آنچه مینویسد بقلم قسم كه آنچه شنیدهام نوشتهام. و آنچه گفتهاند مرقوم شده است. و حرمت آن را حفظ كردهام. و بخدا قسم چنین است و بیاحترامی به كتابت و قلم نیست. بلكه كمتركسانی وجود دارند كه حقیقت را میگویند و كمتر كسان مینویسند و این كار ازعهده هر كسی ساخته و پرداخته نیست و نوشتن هزلیات و شوخیها و فكاهیات باصطلاح انگلیسیزبانها DirtyJokes كار هر كسی نیست. ضربالمثلهای خوب را همه میدانند ولی ضربالمثلهای عامیانه و شوخ و فكاهی را همه میگویند. ولی كمتر كسی مینویسد. و من این كار را برخلاف دیگران انجام دادم. و سنت شكنی هم كردم و هیچگونه تحریف لفظی و معنوی در گفتهها و ضربالمثلها و كلمات نكردهام. بلكه آنچه وجود داشته به قلم كشیدهام تا ضربالمثلهای مردم شهرم و فرهنگ عامیانه آنها از بین نرود و همیشه پایدار و جاویدان بماند.

آرزوی توفیق الهی برای همه خدمتگزاران عرصه فرهنگی دارم و چشمم بهراه ارشادها و راهنمائیهای شما عزیزان فرهنگی برای بهتر شدن این مجموعه است. عابدی را پرسیدند تقوا را برای ما تعریف كن و توصیف نما، گفت اگر در زمین خارستان حسینی قدم بزنی چه سازی. گفت با احتیاط و ملاحظه قدم بردارم. تا آدوری ور پایم نره. (یعنی خاری به پایم نخلد) گفت اگر در دنیا هم چنین كنی تقوا خواهی داشت و هرگز از راه راست منحرف نخواهی شد. امید است كه علاقهمندان و طالبان حقایق از مطالعه كتاب مزبور سودی وافر و بهرهای كامل و حظی فراوان ببرند. یعنی آداب و رسوم خود را هرگز فراموش نكنند. به بقول شما همشهریان از شهرت برو ولی از لفظت مرو. (( ان الله لایغیرُ ما بقوم حتی یغیرو ما بانفسهم)) (خداوند سرنوشت اجتماعی را تغییر نمیدهد. تا آنگاه كه در خودشان وجود دارد تغییر دهند) و توفیق همگان مخصوصاً جوانان عزیز همشهریام را در راه مبارزه و دوری از گناه از خدای متعال خواستارم و امیدوارم كه در حفظ سنن و آداب و رسوم شهر خود كوشا باشند. و نگذارند كه آنها به فراموشی سپرده شوند. ضمناً لازم به یادآوری است كه عرض كنم هر یك از این ضربالمثلها دارای نكتههای آموزنده و داستانهای متوالی است كه باین سادگی بدست نیامده و زبان به زبان نقل شده تا بدست ما رسیده كه نباید آنها را سرسری گرفت و به سادگی از آنها باید گذشت بلكه باید از هر كدام آنها درسی گرفت و همانطوریكه پیشنیان درس گرفتهاند و سینه به سینه به ما نقل كردهاند . ما نیز باید بكوشیم كه آنها را حفظ كرده و به نسل آینده تحویل دهیم تا آداب و رسوم شهرمان از بین نرود و به فراموشی سپرده نشود و برای نسلهای آینده جاودان بماند باشد كه امروزیان و آیندگان آثار گذشتگان را پاس دارند و به نسلهای بعد از خود منتقل نمایند. برای نمونه چندین داستان را كه از ضرب المثلها گرفته در پایان ذكر كردهام كه امید است مورد لطف و محبت شما همشهریان عزیز قرار گیرد.

از دوستان و عزیزانی كه ضربالمثلهایی غیر از اینها میدانند عاجزانه تقاضا دارم كه از راهنمایی خود دریغ نفرمایند و با شماره تلفن 3225999 دفتر مشاورهمعلم مرا راهنمایی فرمایند

بسی رنج بردم در این ســال چِل كه همشهریم گفت چل گشت وِل

بنا كن تو كاخی ز حُسن و سلوك كه باید سرانجام شد زیــــرگل

رفسنجانی میگوید چون چل شدی ول شدی. یعنی چون بهسن چهل سالگی رسیدی از دنیا و زندگی رها میشوی. و چون بهسن چهل سالگی برسی پختگی خاصی پیدا میكنی. و باصطلاح خودشان پخته میشوی. و سردی و گرمی روزگار را بهتر میچشی. و آانها درباره سنوسال چنین میگویند ((بیست(نیست)، چِل(ول)، پنجاه(وَرجا)، شصت(نشست)، هفتاد(اُفتاد)، نود(گنج لحد)))، در این مورد اشعار زیادی دارند كه چون از حوصله این بحث خارج است، فقط به آن اشارهای میكنم و میگذرم. سن كه رسید به پنجاه، فشار میاد به چند، جا اول فشار به زانو ، پشت میكنی به بانو، الی آخر...

آرزویم سعادت و خوشبختی همه شماست. و این مجموعه را به همه شما خوبان و عزیزان تقدیم میدارم و بالجمله همتی بكار بستم تا تخم خاری كِشتم و خارستانش نام گذاشتم و گلی كاشتم و گلستانش یاد كردم و اصل و فرعش را ضربالمثلها و كلمات قصار شما بنا نهادم. چه بهتر آن را گلستان و خارستان حسینی بنامید. تا در نظر اهل علم چه قبول افتد و چه در نظر آید و بهقول حكیم عمر خیام آخرالامر گل كوزهگران خواهی شد.

خدا انشاءالله عاقبتمان را ختم بهخیر بگرداند.- انشاءالله تعالی

محرر- ((سید محمد حسینی رفسنجانی)) دبیر زبان انگلیسی و بازنشسته آموزش و پرورش شهرستان رفسنجان

مو از قالوبلی تشویش دیـــرم گنه از برگ و بارون بیــش دیــرم

اگر لاتقنــطوا دستم نگیـــرد مـــو از یا ویلنا اندیـــش دیــرم

اگر دردم یكی بودی چه بودی اگر غــم اندكــی بودی چه بودی

بهبالیــنم حبیبی یا رضایــــی از این هر دو یكی بودی چه بودی

 

شایان ذكر است در دو بیتی باباطاهر منظور حبیبی یا رضایی سید حبیبالله و سید رضا پسران این حقیر میباشند.

این كتاب را به بهترین دوست زندگیم جناب آقای مهندس حبیبالله صفریكمالآبادی تقدیم میدارم و بهقول شاعر گرانمایه:

مشنو ای دوست كه غیر از تو مرا یاری هست

یا شب و روز بهجز فكر توام كاری هست

گر بگویــم كه مرا با تو ســـروكاری نیــست

در و دیوار گـواهی بدهد كــاری هست

مجدداً از جناب آقای دكتر محمدعلی دهقان دامت اقباله ریاست محترم دانشگاه ولیعصر(عج) تشكر و قدردانی مینمایم و زبانم قادر نیست كه بتواند آنهمه لطف و محبت را سپاس گوید و خداوند به آنجناب اجر جزیل عطا فرماید و مرحوم ابوی ایشان جناب آقای حاج محمد آقا دهقان را غریق رحمت واسعه خود نماید.


نوشته شده در : پنجشنبه 26 دی 1387  توسط : سید محمد حسینی پوررفسنجانی.    نظرات() .

king333.mihanblog.com
یکشنبه 11 تیر 1396 02:06 ب.ظ
I think everything published made a lot of sense. But, think about this, suppose you typed a
catchier title? I mean, I don't want to tell you how to run your
blog, but what if you added a post title to
possibly grab folk's attention? I mean ضرب المثل های
عامیانه رفسنجان - مقدمه is a little plain. You could peek at Yahoo's
home page and see how they create post headlines to grab viewers to
open the links. You might try adding a video or a related pic or
two to get readers interested about what you've got to say.
In my opinion, it might make your website a little bit more interesting.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر