تبلیغات
ضرب المثل های عامیانه رفسنجان - گ - ل

امروز:

گ - ل

گا سر چو كرده. (خراب كاری كرده، افتضاح ببار آورده است)

گاو بندی كردِ. (با هم كنار امدند)

گاو بی شاخ و دم. (آدم نخراشیده و نتراشیدهای است)

گاو پیشونی سفید. (همه او را میشناسند)

گاو خوش خط و خالی ی. (ظاهر خوبی دارد ولی باطنش خراب است)

گاو نامن شیره. (یعنی كار را خراب نكن )

گاوش زائیده. (كارش خراب شد، از همه چیز خبردار شدهاند)

گاهی از سوراخ سوزن رد میشه ولی از در دروازه رد نمیشه. (دم دمی مزاج است. گاهی خوب است و گاهی بد است.)

گاهی ور نعل میزنه گاهی ور در. (یعنی طوری میگوید كه شما را متوجه حرف و كار خود بكند)

گدا بازی در نیار. (پول خرج كن)

گدا به گدا رحمت به خدا. (هر دو بیچیز و ندار هستند)، ما هم مثل تو چیزی در بساط نداریم)

گذر پوس به دباغونه میافته. (كارت به دست من گیر خواهد كرد، عاقبت گرفتار من خواهی شد)

گذر سگ به سلاخونه میافته.

گر تو بهتر میزنی بستون بزن. (اگر تو بهتر كار میكنی اول تو این كار را بكن)

گر حیز كند توبه كونش ندهد یاری. (آدمی كه خراب بشود از راه بدر شود براه آوردنش مشكل خواهد بود)

گر صبر كنی زغوره حلوا سازم. (با صبر كارها انجام میپذیرد)

گر گدا كاهل بود تقصیر صاحبخانه نیست.(اگر تو تقاضا نمیكنی تقصیر ما كه نیست)

گر ما مقصریم تو دریای رحمتی. (عجز و التماس در برابر معبود)

گربه خودش ننگ و كُ...ش ننگ و مومو كردنشم ننگ. (به كسی كه همه كارش مسخره بازی است و هیچ كارش خوب نیست)

گربه دستش به پیه نمیرسه میگه تِخه.

گربه را دم حجله بكش. (زهر چشمی بگیر)

گربه هف ت جون دارِ. (سخت جون است و به این زودی نمیمیرد)

گربهای برایش رقصوند. (برای او دردسری فراهم كرد، مزاحمتی ایجاد كرد)

گُردات پیه داره. (سردت نمیشود)

گردن گرفته. (قیافه گرفته است)

گردن ما از مو هم باریكتر. ( ما تسلیم شما هستیم)

گردنش قاق زده. (لاغر شده، گردنش باریك شده است)

گردنشِ كج كرده. (چیزی میخواهد ، میخواهد كاری انجام دهد)

گرفتنش خوبِ پس دادنش بدِ. (خوب میگیرد بد پس میدهد)

گرگ بارون دیدهیِ. (سرد و گرم روزگار چشیده است)

گرگ در لباس میش. (ظاهرش خوب است ولی باطن بدی دارد)

گرگ كه بیكار میشه تو آغل كانه میافته. (داخل چیزهایی كه بدرد نمیخورد میگردد)

گرم گرفته بود. (مشغول صحبت بودند)

گرم و سرد روزگار را چشیده. (آدم پخته و باوقار و استادی شده است، دارای عقل و كیاست می باشد.)

گرهای از كارش باز كرد. (حاجت او را برآورد)

گرهای تو كارش اُفتاده .(كارش به بن بست خورده، كارش انجام نمیشود)

گرهای كه بدست وا میشه بدندون نباید باز كرد. (كار ساده را نباید سخت گرفت)

گریبون چاك داد. (یقه خود را پاره كرد، خیلی سر و صدا كرد)

گریزی به صحرای كربلا بزنیم .(سری به آنجا بزنیم)

گریه كردن سر و چشمی میخوا و خنده دل خوشی. (برای گریه كردن چشم لازم است، و برای خندیدن دل شاد لازم است)

گشتی تو پیغمبرا جرجیس پیدا كردی. (ادم كم بود كه گشتی این شخص را پیدا كردی)

گفتند روباه تخ میكنه یا بچه میآره. گفتند از این دم بریده هر كاری كه بگی ور میا (امكان دارد هر كاری بكند)

گفتند قربون چشما بادُمیت بشم گفت نهنه من بادوم میخوام. (ما حرف دیگری میزنیم او برداشتش چیز دیگری است)

گل باید پیش گل باشه. (ما قابل شما را نداریم)

گل بود به سبزه هم آراسته شد. (در و تخته با هم جور شدند)

گل بیارو اشترو دُرس كن .(كار خراب شد)

گل پا بزگیر. (سمج و ادم بچسبی است)

گلِ پاچه هم گرفتن. (مانند سگ بهم پریدند)

گل ته پایی ندار. (با خانواده نیست، بیآبرو است، طایفه و خانوادهای ندارد)

گل سر سبدِ. (خیلی خوب است)

گِل و گشاد. (فراخ و گشاده است)

گِل هم ریختند. (با هم یكی شدند، قاطی پاطی كردند)

گله امام رضا رو تا صبح نمیچرونِ. (دوستی آن خیلی ادامه نخواهد داشت)

گلی به گوشه جمالش. (زنده باشی، خدا نگهدارت باشد)

گلیم خودش از آب میكشه. (توانایی انجام كار را دارد، از عهده كار برمیآید)

گم و گورش كرد. (آن را پنهان كرد، قایم كرد)

گمون میكنه كه علی آباد دهیِ. (فكر میكند میتواند اینكار را انجام دهد یا آن سخن را بگوید)

گمونم خرو و مرویی خوردین كه یادی از ما كردین. (به كسی كه دیر به دیر به دیدن دوستش برود می گویند.)

گناه دیگری ر پای دیگری نمینویسن.

گنجشك روزیِ. (پول كم در میآورد، درآمد روزانهاش كم است)

گندم از گندم بروید جو ز جو. (مكافات در همین زمانه است)

گندم شیر گرمش گیر. (كار را زود بهم بگیرید)

گندم نما و جو فروش. (ظاهرش با باطنش فرق میكند)

گنه كرد در بلغ آهنگری به شوشتر زدند گردن مسگری. (حق را نمیتواند تشخیص دهد)

گور به گور شدیم. (جابجا شدیم، این طرف آن طرف رفتیم)

گوز خلاصیرِ داد. (كارش تمام شد، خلاص كرد)

گوز خورده تو سرش. (خیت شده، در انجام كار عاجز است)

گوزیده تغارو شكسته یِ چیزیم طلبكارِ . (كاری را خراب كرده طلبكار هم هست)

گوش اگر عزیزه گوشواره هم عزیزه. (اگر مادر یا پدر خوبِ هستند فرزند هم خوب هست)

گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله ماست. آنچه آخر به جایی نرسد فریاد است. (به حرف كار انجام نمیشود)

گوش بزنگ باش. (آماده باش تا خبرت كنم)

گوش شیطون كر.

گوشت جوون لب طاقچهیِ. (جوان زود بزرگ میشود)

گوشت كه نباشه چغندرم سالارِ. (اگر غذای خوب نباشد نان و پنیر كافی است، اگر كار بزرگی نباشد به آن كار كوچك قانع هستیم )

گوشت نمیشه از نازِ جدا كرد. (بجه را نمیتوان از مادر جدا كرد)

گوشت و پوستش از شما استخونش از ما. (تربیت و سواد او را به عهده شما میگذاریم)

گوشت هم ر بخورند اسخون همِ دور نمیریزند. (منظور قوم و خویش و بستگان میباشد)

گوشش از این حرفا پُر .

گوشش به این حرفها بدهكار نیست. (گوش بحرف نمیكند)

گوشمالی بهش بده. (زهر چشمی از او بگیر، اذیتش كن)

گوشه چشمش كسی ندیده. (زن باحیا و باناموسی است)

گوشه كارش بگیر. (كمكی به او بكن در كارها یاریش كن)

گوشا ر تیز كرده ببینه ما چی میگیم ( استراق سمع میكند)

گوشی رو دستش بده. (حالیش كن، كاری بكن كه او بفهمد)

گهی زین به پشت و گهی پش به زین. (گاهی ایستاده گاهی نشسته یا گهی شاد گهی خوشحال یا گهی پولدار و گهی بیپول است)

 

 

لا یُعلم الغیب الاهو. (كسی غیر از خدا از غیب خبر ندارد)

لات و لوت دُر آسمون جُل. (پولدار نیست و ثروتی ندارد)

لاسبیلی در كردِ. (توجهی نكرد، بیاعتنایی كرد)

لاغر مثل كِلی لو .(لاغر مثل دوك چرخریسی)

لاغر مثل نی قلیون. (از لاغری شبیه نی قلیون است)

لاف در غربت و گوز در بازار مسگری. (چون كسی او را نمیشناسد هرگونه بلوفی بزند مردم باور میكنند)

لام تا كام نگفت. (اصلاً صحبتی نكرد و هیچگونه حرفی راجع به موضوع نزد)

لای لِچِك دختر باید پشكلی ببندن هر وقت پشكل حرف زد باید دختر م حرف بزنه. (دختر نباید حرف بزند و باید جلوی مهمانان ساكت باشد)

لب بالا نگاه بر عرش میكرد لب پائین زمین را فرش میكرد. (اشاره به درشتی لبهای او است)

لَجاره هر كارش بكنی آخرش لَجاری. ( هر كاری كه برای او انجام دهی آخرش بیآبرو است)

لُر اگر بازار بره بازار میگنده. (هر چه باشد میخرد)

لُر اومده به بازار. (هر چه باشد چه خوب چه بد چه خراب چه گندیده میخرد)

لِغَتْ زده تو تخم اسب حضرت عباس. (آذم زیركی است، زرنگ است)

لُغُز خونِ. (راجع به مهمانی یا جشن تعریف نمیكند و درباره آن نیز میگوید مثلاً شامشان خوب نبود، غذایشان بد بود، بمن تعارف نكردند)

لفت و لیفش خیلی. ( خیلی قر دارد، خودش را خیلی بالا میبرد)

لقمه بزرگتر از دنش بر دُشته. (این زن یا مرد در شان و مقام او نیست)

لقمه رو دور سرش می چرخونه میكنه تو دهنش. (كار را طولانی میكند ، راه سخت انجام دادن كار را در نظر میگیرد)

لقمهیِ سرسریِ. (اعتنایی به او نمیكند، احترامی برای او قائل نیست)

لُك و لوچهش آویزون شده. ( اخمهایش درهم بود و اوقاتش تلخ بود)

لُك و لوساش انداخته روهم. (عصبانی بود و خودش را گرفته بود)

لگد به بخت خودش میزنه. (شانس به او رو كرده قدرش را نمیداند)

لِمِ كار بلده. (فن و فوت كار را میداند)

لن ترانی میگه. (حرفهای زشت و بد میزند)

لنگ كفش كنه در بیابون غنیمتِ. (گاهی چیز بیارزش دارای ارزش میشود)

لنگ كفشش باید ببرن دكتر. (به طعنه به كسی میگویند كه مریض نیست خودش را به مریضی زده)

لوطی اگر نگه بك...م دلش میپوسه. (آدم بیخیال در فكر و خیال نیست)

لوطی بازی درآورده. (مسخره بازی میكند، مردم را دست میاندازد)

لولوی سر خرمنِ دُهلوی سَر خَرمن. (مردم از او میترسند)

لیلی را باید از چشم مجنون دید. (از دید او قابل دوست داشتن است)


نوشته شده در : پنجشنبه 26 دی 1387  توسط : سید محمد حسینی پوررفسنجانی.    نظرات() .

Christena
چهارشنبه 20 اردیبهشت 1396 10:38 ب.ظ
Loving the information on this web site, you have done outstanding job on the posts.
BHW
چهارشنبه 30 فروردین 1396 03:37 ق.ظ
I was recommended this website by my cousin. I'm
not sure whether this post is written by him as nobody else know such detailed about my problem.

You're amazing! Thanks!
BHW
دوشنبه 21 فروردین 1396 06:43 ق.ظ
Attractive section of content. I simply stumbled upon your site and in accession capital to say that I get actually loved account your blog posts.

Anyway I will be subscribing in your augment or even I achievement you get right of entry
to persistently fast.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر