تبلیغات
ضرب المثل های عامیانه رفسنجان - س

امروز:

س

سال نو كوزة نو.

سالی كه نكوست از بهارش پیداست. (آدم خوب از ظاهرش پیداست)

سایةاش را با تیر میزنه. (با او دشمنی دارد)

سایه وقت گل خوشِ سایه خر آدم كش. (موقعی میگویند كه آفتاب باشد و زمستان و كسی مانع رسیدن آفتاب بشود)

سایهاش سنگین شده. (آمد و رفت نمیكند)، احوالی نمیپرسد)

سبزی ندشته والسلام. (این یكی كم بود یكی دیگر هم به جمع ما افزوده شد)

سبیلمون گرو گُذشتیم. (قول دادیم، حتما باید اینكار انجام شود)

ستاره سهیل شده. (كمتر دیده میشود)

سحرخیز باش تا كامروا شوی. (صبح زود از خواب بیدار شو)

سر بسر آدم لَجاره نمیزارن.

سر بیگناه پا دار میر ولی بالای دار نمیرِ. (آدم بیگناه هرگز مجازات نمیشود، گرفتار و ناراحت نمیشود)

سر پل صراط و خر گاییدن. (حالا كه كار دارم میگوید این كار را انجام بده)

سر پیری و معركه گیریِ. (پیر شدیم و این معركه را برای خودمان درست كردیم)

سر چغوت خورده. (خیلی حرف میزند، وراجی میكند)

سر در نمیآرم. (بلد نیستم ، نمیدانم)

سر دُرسی به گور نمیبره. (آخر گرفتار رنج و عذاب میشود)

سر سفره پدرش نون نخورده. (آدم گدا و پستی است)

سر قبر كثافت نكن فاتحه نمیخوا بخونی. (كار خلاف انجام نده نمیخواهیم نصیحت كنی)

سر كیسه شل كردند. ( برای این كار پول زیادی خرج كردند)

سر گاو تو خمره گیر كرده. (گرفتار شده، مشكلی برای او پیش آمده)

سر میگرده همسر پیدا میكنه آبم گودال. (كبوتر با كبوتر باز با باز )

سر و گوشی آب بده. (برو خبری بگیر، اطلاعی بدست آور)

سراپا گوش. (گوش میدهد)

سربریده سخن ندارِ. (حرفش نزن، تمامش كن، اینكار را تمام شده بگیر)

سربزنگا گیرش اورد. (درست به موقع او را پیدا كردم ، همانجایی كه میخواستم او را دیدم)

سربه نیستش كرد. (او را از بین برد)

سربهسرش میزارِ. ( او را دست می اندازد)

سرخِش نشسته. (در حال زائیدن است)

سرد و گرم روزگار چشیده .(آدم باتجربه و كارآزمودهای است)

سردسی كار انجام میدِ. (از زیر كار در میرود، كار را خوب انجام نمیدهد)

سردماغِ .(حالش خوب است)

سررشته كار را گم كرده. (گیج شده در كارش اشكالی دارد)

سرزبونا اُفتاده. (همه فهمیدهاند)

سرزمینی است كه ایمان فلك رفته بباد .(مكان عجیب و غریبی است)

سرسنگینِ. (اوقاتش تلخ است)

سرش از این كار در نمیآ. (در این كار وارد نیست، استادی ندارد)

سرش از راه بدر میكنه. (او را گمراه میكند)

سِرِش با پنبه باید برید. (آهسته آهسته باید او را راضی كرد ،نرم كرد)

سرش برِ قولش نمیرِ. (آدم خوشقولی است)

سرش به تنش زیادی میكنه. (خیلی قیافه میگیرد، خودش را گم كرده)

سرش به تنش میارزه. (او دارای ارزش زیادی هست)

سرش به سنگ زمونه خورده. (با تجربه و كارآزموده است)

سرش به گریبون خودشِ. (مشغول كار خودش است)

سرش بهم بیارین. (كار را تمام كنید)

سرش بیكلاه مونده. (چیزی را از دست داده)

سرش تو سرایِ. (با آدمهای بزرگ رفت و امد دارد)

سرش تو لاك خودشِ. (گرفتار كار خودش است، كار بكسی ندارد)

سرش كلاه رفته. (در این كار ضرر كرده است)

سرش ور این كار درد میكنه.

سركیسهرُ شُل كُن. (پول خرج كن)

سرم تو كت مرغ بود كه خوب ك...ی ورشمْ زد. (بیخیال بودم كه كلاه سرم رفت)

سرمرد بر قولش نمیرِ. (مرد هست و قولش)

سرم بشكن نرخم نشكن. (قیمت مقطوع است، كم و زیادی ندارد)

سرمون به سنگ زمونه خورده. (یعنی تجربه زیادی داریم)

سرهم بندی كرد. (سرسری كار را انجام داد، از زیر كار در رفت)

سروته یك كرباسِ. (مثل هم هستند با هم فرقی ندارند)

سروكله خیلی باید بزنیم. (وقت زیاد باید صرف كنیم)

سری برا خودشِ. (گوش بحرف نمیدهد هر كار خودش میخواهد میكند)

سری تو سرا در آورده. (داخل آدمی شده، برای خودش مردی شده)

سری سبك كرد. (دستشویی رفت، خودش را خالی كرد، قضای حاجت كرد)

سری كه درد نمیكنه دسمال نمیبندن. (كاری كه ساده است نباید سخت بگیری)

سری هفت سر روایِ. (هر مردی میتواند تا هفت زن بگیرد)

سزای گرون فروشی نخریدنِ .

سف كُن و شل كنِ. (همكاره است)

سفره ننداخته نه زشت و نه جون .(كاری را انجام نده اگر دادی خوب انجام بده)

سفرهش همیشه پنه. دست دل وازه. ( با سخاوت است)

سفید گر سُرخ پوشد خلق پسندد. سیاه گر سرخ پوشد خلق بخندد. (آدم سفید گر لباس سرخ بپوشد همه مردم آنرا میپسندند)

سقط شده كاش زیاد شده تُمبُلی سك میكِنه. (یعنی خركاه او زیاد شده جفتك میاندازد)

سقف اسمون سوراخ شده این اُفتاده پایین. (عزیز و دردانه است)

سكوت علامت رضای.

سُكولو از بس خوشكل بود تتركوم در اُوُردِ.

سگ بسگی لقمه ر فراموش نمیكنه.

سگ زرد برادر شغال. (این دو مثل هم هستند)

سگ زرد برادر شغاله. (اینهم مانند آن یكی است با هم فرقی نمیكنند)

سگ گلِ پاچه صابش نمیگیره. (حرمت نمك را نگه میدارد)

سگش از خودش بهتره. (كنایه به بچهای كه اذیت میكند)

سگو از ناتوونی مهربونه.

سگو دیشب از سرما كلیس كلیس میكرد. (دیشب از سرما زوزه میكشید)

سلام روستایی بیطمع نیس. (یعنی میخواهد كاری برای او انجام دهی)

سمبه پر زورِ. (مسأله قدرت است، قدرت حكمفرماست)

سنگ بدر بسته میخوره. (همیشه رنج و عذاب قسمت بیچاره است)

سنگ بزرگ علامت نزدنه. (میگوید این كار بزرگ را انجام میدهد چون در توانش نیست از عهدهاش بر نمیآیه نمیتواند انجام دهد)

سنگ پاش گم كرده. (زیاد حرف میزند)

سنگ پیش پاش انداختن. (برای او بهانه تراشیدند. برایش اشكال تراشی كردند.)

سنگ رو سنگ نمیزارِ. (خیلی شیطان است، خیلی جلف است)

سنگ رو یخ شده. (خجلت زده شده، از خجالت آب شدیم و در زمین فرورفتیم )

سنگ مفت چغوتَمْ مفت. (بزن شاید گرفت، كار را انجام بده شاید عملی شد)

سنگِشِ به سینه میزنِ. (طرفداری میكنِ)

سنگی كه دیونه بنداز تو چا. صدتا عاقل نمیتونن درش بیارن. (آدم نادان كه كاری انجام دهد درست كردن آن مشكل است)

سنگی ور پا لنگی. (یعنی این كار فایده ندارد، انجام ندادنش بهتر است)

سوارِ از پیاده خبر ندارِ. (هیچ سوارهای بفكر پیاده نیست)

سوار خر شیطونه (لجبازی میكند)

سواری خوب میدِ. (از او میتوان خوب كار كشید)

سودا و رضا. (معامله هست و باید رضایت هم در آن باشد)

سوراخ دعا ر گم كرده. (راه كار را بلد نیست)

سورچرون. (دنبال مفت خوری است، كلاش است)

سورمه بخوردت دادن كه اینقدر خوش صدایی. (به طعنه به ادم بد صدا میگویند كه بد اواز میخواند)

سوسك به بچهاش میگه قربون دست و پا بلورت بشم. (مادر فرزندش را خیلی دوست میدارد)

سوسهای تو كارش. (در كارش اشكالی دارد)

سیب دُزی مزهشِ بهترِ. (سیبی كه بدزدی بخوری مزه آن بهتر است)

سیر از گرسنه خبر ندارِ.

سیر تا پیاز براش تعریف كرد. (تمام ماجرا را برایش گفت)

سیلی نقد به از حلوای نسیه.

سینه پن كمر باریك و قدش مثل صنوبر. (به مردهای خوشقیافه میگویند) پن= پهن


نوشته شده در : پنجشنبه 26 دی 1387  توسط : سید محمد حسینی پوررفسنجانی.    نظرات() .

How do you get taller in a day?
پنجشنبه 23 شهریور 1396 10:45 ب.ظ
I'm not sure why but this weblog is loading extremely slow for me.
Is anyone else having this problem or is it a problem on my end?
I'll check back later on and see if the problem still exists.
http://shantellepattie.hatenablog.com/entries/2015/08/17
سه شنبه 17 مرداد 1396 10:01 ق.ظ
Pretty nice post. I simply stumbled upon your weblog and wanted to mention that I've really loved browsing your weblog posts.
After all I'll be subscribing in your rss feed and I'm
hoping you write once more soon!
BHW
دوشنبه 28 فروردین 1396 09:30 ق.ظ
An outstanding share! I've just forwarded this onto a colleague who was doing a little homework on this.
And he actually bought me dinner due to the fact that I stumbled upon it for
him... lol. So let me reword this.... Thanks for the meal!!
But yeah, thanx for spending the time to talk about
this matter here on your website.
BHW
جمعه 18 فروردین 1396 12:07 ب.ظ
Greetings from California! I'm bored to death at
work so I decided to check out your website on my iphone
during lunch break. I really like the information you provide here
and can't wait to take a look when I get home.
I'm surprised at how quick your blog loaded on my mobile ..
I'm not even using WIFI, just 3G .. Anyhow, very
good site!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر