تبلیغات
ضرب المثل های عامیانه رفسنجان - د

امروز:

د

داخل آدمی نیس ولش كن. (سرش به كلاهش نمیارزد)

دارِ خوش خوشانش میشه. (از این كار لذت میبرد،دارد كمكم خوشش میآید)

دار و ندارش از دست داده. (فقیر شد، بی چیز شد)

دارندگی و برازندگی. (كسیكه پول دارد شخصیت هم دارد)

داره سكندری میخوره. (یعنی تلوتلو راه میرود، یا تكان تكان میخورد)

داغ دلمون تازه نكن. (خاطره گذشته را تازه نكن)

داغت ور دلم نهنه. (خدا مرگت بدهد)

داغش ور دلمون بمونه ، داغش ور سر جگرم. (امیدوارم كه شاهد مرگش باشم)

دامن همت به كمر بزن. (همت كن، كمك بده)

دانا هم داند و هم پرسِ نادان نه دانه و نه پرسِ. (آدم عاقل میپرسد ولی نادان نه میداند و نه میپرسد)

دایه دلسوزتر از مادر. (بیشتر از مادر محبت میكند، دلش بیخودی میسوزد، تظاهر به محبت میكند)

دبه دراُورده. (انكاركرد، معامله را قبول نكرد معامله را بهم زد)

دختر باید از چشم كور باشه از زبون لال. (دختر باید عاقل و ساكت و بیصدا باشد)

دختر شا نه ت تنبون ور پاشِ منت به ك... گندهشِ. (اگر چیزی دارد خودش میخورد منت به كسی نباید داشته باشد)

دُختر مثل سكو در خونه میمونه هر كس رسید كونشِ میزارِ روش. (خواستگار زیاد برای دختران میآید)

دختر نمیخاییمْ كه متكا زیر سرمون باشه. (دختر برای ازدواج است و ما نمیخواهیم كه آنرا زیر سرمان بگذاریم)

دختر هفتاد تُ مادر كافر میخوا. (هر دختری باید هفتاد مادری كه نصیحت كند و دعوا كند داشته باشد)

ددِری شده. (دلش میخواهد برود گردش كند)

در باغ سبزی نشون داد. (روی خوش نشان داد، او را با گرمی پذیرفت)

درِ باغ سبزی نشون نمیدِ. (اعتنایی نمیكند، توجهی ندارد)

در به تو میگم دیوار بشنو. (كنایه از این است كه باو میگویم شامل حال تو هم میشود)

در بیابان لنگه كفش كنه غنیمتِ.

در پسِ هر گریه آخر خندهایست.

در پوست خودش نمیگنجه. (از خوشحالی نمیتوان خودداری كند)

در چنته چیزی ندارِ. (آدم بیسوادی است معلوماتی ندارد)

در خانه اگر كس است یك حرف بس است.

در خانه قاضی اگه گردو هست حِسابی م داره .(كارها بیحساب و كتاب نیست)

در خانه مور شبنمی طوفان است.

در خانه هر چی باشه مهمان هر كی باشه.

در خونهت را ببند همسایةت دُز نكن. (مال خود را محكم نگهدار و به همسایه هم دزد نگو)

در دروازه را میشه بست درِ دن مردم نمیشه بس. (بستن در دروازه آسان ولی بستن دهان مردم سخت است)

در دهن شیر میرِ میابیرون. (زن یا مرد شجاعی است)

در دیزی بازِ حیا گربه كجا رفته. (باید حیا و شرم خود را حفظ نمود)

در عفو لذتی است كه در انتقام نیس.

در قوطی هیچ عطاری پیدا نمیشه. (خیلی نادر و كمیاب است)

در كار خیر حاجت به استخاره نیس. (برای انجام كارهای خوب شك و تردید وجود ندارد)

در ك..ت بگیر كه نچایی. (یعنی برای ما ارزش و اعتباری ندارد)

در مثل مناقشه نیس.

در مسجد نكند نی نه سوختنی. (در مسجد را نه میتوان كند و نه میتوان سوخت، چاره نیست باید با او زندگی كرد)

در نومیدی بسی امید است.

در هفت آسمون یك ستاره ندارِ. (بیچیز و فقیر است)

در همیشه روی یِ پاشنه نمیگردِ. (زندگی همیشه بر یك مدار نمیچرخد)

درخت هر چه بیشتر میوه دُشته باشه سرش پائینترِ. (كسیكه سواد دارد خود فروتنی میكند)

درد زائو میكشه زورآش ماما میزن. (درد را زنی كه در حال زایمان است میكشد داد و فریاد را ماما میكند)

درد و تب كوه را آب میكنه. (كسیكه تب میكند فوری از پا در میآید)

دروغ مصلحت آمیز بهتر از راس فتنهانگیزه. (گاهی دروغ بهتر از راست گفتن است)

دروغا شا خدار میگه. (خیلی بلوف میزند و بسیار دروغ میگوید)

درویش هر جا كه شب آید سرای اوست. (درویش احتیاجی به خانه و مسكن ندارد قانع است)

دری به تخته بخورِ. (اگر اوضاع و احوال جور بشود)

دِری وِری میگه ولش كن. (حرف زیاد میزند گوش به حرفهای او نده)

دُز حاضر و بُز حاضر. (هر دو حاضرند هم داعی و هم مدعی)

دُز كه به دُز میرسه چوبشِ میندازه . (استاد كه استاد به رسید نباید برای هم قیافه بگیرند)

دُز ناشی به كادون میزنه (آدم ناشی اینكار را میكند)

دُز نگرفته پادشایِ. (كسیكه خلاف كرده و دیگران متوجه خلاف او نشدهاند)

دس از پا خطا نمیكنه. (كار خلافی انجام نمیدهد)

دس از پا درازتر برگشت. (كاری انجام نداده رفت و برگشت)

دس از جونش شُسته (آماده مرگ است زده بر طبل بیغمی)

دس از سرمون ور دار. (ما را رها كن كاری به كار ما نداشته باش)

دس بالای دس بسیار است. (در دنیا قویتر از قوی هم وجود دارد)

دس بچه یتیم همیشه درازِ.

دس بدسشون دادند. (دست عروس را در دست داماد گذاشتند)

دس بدلم نزن. (ناراحتم مكن، غمم را تازه نكن)

دسِ بزن به سر زانوت بگو یا علی مدد. (دامن همت بركمر بزن ، كمك بده و كار را انجام بده)

دس بسرش كن. (خودت را از دست او رها كن، از گیرش خلاص شو)

دس به دس بشه بهتر میشِ. (تغییراتی صورت بگیرد بهتر است)

دس به سیاه و سفید نمیزنِ .(تنبل است و كار انجام نمیدهد)

دس به عصا راه برو .(با او با خوشی و مدارا رفتار كن)

دس پا چُلفتیه. (بیحال و تنبل است و نمیتواند كاری از پیش ببرد)

دس پاچه نباش. (عجله نداشته باش)

دس پاكِ. (آدم درست و حسابی هست)

دس پشت سر نداری. (چرا در خانه یا در اتاق را نمیبندی)

دس پیش كسی دراز نكن. (از كسی پول قرض نكن، گدایی نكن)

دس پیش گرفته كه از پس نیفته. (جلوتر پیش قاضی رفته تا راضی برگردد)

دس تو كاسه و مُشت تو پیشونی. (غذای شما را میخورد و به شما هم خیانت میكند)

دس چپ و راسشِ نمیشناسِ . (در كار توانایی ندارد نمیتواند كار را انجام دهد)

دس دسِ میشناسِ. (چیزی را كه امانت گرفتی دوباره پس بده

دس دل بازِ. (باسخاوت است)

دس رو دس نگذاز. (در كار سستی نكن امروز و فردا نكن)

دس شكسته وِبال گردنِ. (قوی باید مواظب ضعیف باشد)

دس شیطون از پُشت میبندِ .(خیلی ناقلا و زرنگ است)

دس گدایی پیش كسی دراز نكن. (از كسی پول قرض نكن)

دسِ گل به آب داد. (كار خلافی انجام داده)

دس ما و دومنتون. (هر چه شما كردید به ما لطف كنید)

دس نهنم درد نكنه با این عروس اُوردنش. (به طعنه به كسی میگویندكه آدم خوبی نیست)

دس و بالش بسته. (نمیتواند كاری بكند و برای او آن كار را انجام دهد)

دس ور تنبون زن بیوه نمیشه زد. (نباید به شلوار زن بیوه دست گرفت چون گرفتار خواهی شد، و برایت دردسر خواهد شد)

دساش میكنه تو كیسةش راسراس راه میرِ. (یعنی بیكار است)

دست بخودت وا نمیسه. (نمی توانی اذیت نكنی و باعث آزار نباشی)

دست بزار رو زانوت بگو یا علی مدد. (بخودت تكه داشته باش)

دستت چو نمیرسِ به خانم خانه دریاب كنیز مطبخی را. (چون كار بزرگ نمیتوانی انجام دهی به كار كوچك اكتفا كن)

دستش به خُم شیره بندِ. (یعنی در اینكار مشغول میباشد)

دستش به دُم گاوی بندِ. (یعنی در اینكار مشغول میباشد)

دستش به دنش میرسِ. (پولدار است و به دیگران احتیاجی ندارد)

دستش كجِ. (دزدی میكند)

دستش گذشته زیر سرما. (میخواهد با ما ازدواج كند)

دستش شُله خورده. (نمیتواند چیزی را درست بگیرد)

دستش نمك نداره. (به كسی خوبی میكند در عوض بدی میبیند)

دستی كه قاضی بُبُر خونِ در نمیآ. ( كار خیری كه میخواهی انجام دهی فوری انجام بده و معطل نكن و فكرش نكن)

دسش تو حنا گذاشت. (او را هم وارد اینكار كرد)

دسش تو نازك كاریِ. (یعنی كار دارد و گرفتار كار است)

دسِش چسبویِ. (دزدی میكند)

دسِش ور دُم گویی بند. (به كاری مشغول است دارد كار میكند)

دُشتم دشتم حساب نیس دارم دارم حسابِ. (حرف از حالا بزن كاری به قدیم خود نداشته باش)

دعوا زرگری میكنه. (جنگ و دعوا ظاهری كه ساختگی باشد برای اینكه سر دیگران كلاه بگذارند)

دعوا سر لاف مل نصرالدین بود. (اینكار بهانه بوده است)

دِق دلی خودش خالی كرد. (تلافی كرد از عهده دشمن برآمد)

دكون كاسبی كِ... بازی ور نمیدار. (محل كسب نباید شلوغ و محل جمع شدن بیكاران باشد)

دكونشِ تخته كرد. (ور شكست شد)

دل بدریا زدن. (خوش بودن، غم دنیا را نخوردن)

دل بدل راه دارِ. (محبت از روی محبت است)

دل بهش بسته. (عاشق او شده است)

دل پُری اَزش دارِ. (از او ناراحت و عصبانی است)

دل تو دلش نیس. (نگران است و در تشویش بسر میبرد)

دل داده قلوه گرفته. (عاشق شده است)

دل شورا دارِ. (زنی كه ابستن است و از چیزهایی بدش بیاید یا استفراغ میكند)

دل نازكِ. (مهربان و رقیقالقلب است)

دل و دماغی ندار.ِ (حالش خوب نیست، حوصله انجام كار را ندارد)

دلش چركین. (ناراحت و نگران است از دست او اوقاتش تلخ است)

دلش مثل سیر و سركه میجوشِ. (یعنی عجله دارد و میخواهد او اینكار انجام شود)

دلش مثل شیره. (قوی و پردل است)

دلم خوشِ كه نامم كبوتر حرمِ . (فقط دلم میخواهد اینكار بشود یا مثبت یا منفی)

دلی بیغم در این عالم نباشه اگر باشه بنیآدم نباشه. (همه دارای غم و غصه هستند)

دلِی دارِ زیبا هر چه میبینه میخوا. (چشمش به هر چه میافتد هوس آن را دارد)

دُم خروس باور كنیم یا قسم حضرت عباسش. (به حرفهای او اعتماد نداریم)

دم م غنیمتِ. (یك لحظه از زندگی مهم است)

دمار از روزگارمون در اورده. (باعث آزار و اذیت ما است)

دماغ سوخته میخریم.

دماغش بگیری جونش در میره. (لاغر و مردنی است)

دُمش گذشت رو كولش و رفت. (آنجا را ترك كرد و رفت)

دِمغ شد. (ناراحت شد)

دمی به تله نمید. (كاری نمیكند كه گرفتار بشود، خیلی زرنگ است)

دُمی به خمره زدِ. (مشروب آشامیده است، عرق خورده است)

دنبال نخود سیاه فرستادش. (به بهانهای او را از خود دور كرد)

دنتِ بیخودی نبند. (روزه درست حسابی بگیر)

دِنْدتِ نرم چشمت كور.

دندهشِ پهن شده. (خیلی پررو شده است)دنگ و فَنگ خیلی دارِ (انجام آن كار مشكل است)

دندون اسب پیشكشی رو نمیشمارن. (كسیكه هدیهای میدهد نمیگویند كم یا زیاد است)

دندون رو جگر گذاشت. (تحمل كرد، صبر كرد ، سكوت كرد ، چیزی نگفت)

دندون طمع تیز كرده. (میخواهد آنرا تصاحب كند)

دندون قروچه میرِ. (دندانهای خود را محكم به هم میساید)

دندون گرت كرده. (میخواهد آنرا تصاحب كند و آنرا بدست بیاورد و تصاحب نماید)

دندونش باید كَند .(دل از آن باید برید)

دندونی كه درد میكنه باید كشید و انداختش بیرون. (دندان خراب را باید كشید)

دنش به گوز هوایی بندِ (همیشه در حال گرفتن چیزی هست یعنی همیشه پول میخواهد)

دنِش قفل و بستی ندارِ. (فحش میدهد، آدم بیتربیتی است)

دُنگی كنیم. (شریكی انجام دهی)

دنیا دارِ مكافاتِ. (مكافات در همین زمانه است)

دنیا داره دور سرم میگرد. (سرگیجه دارم)

دنیا دو روزه غصهش نخور درس میشه. (غم دنیا را نخور روبراه میشود)

دنیا محل گذر. (دنیا در حال گذشتن است)

دنیا رو چه دیدی. ( اوضاع و احوال را چگونه دیدی.)

دنیا میطپه میلرزش جا خودش میگیر. (هر چیزی به جای خود قرار خواهد گرفت و و جابجایی وتغییرات به كار لطمه نمیزند)

دنیا وفا ندارِ.

دنیارو آب ببر اون خواب ببر. (همیشه در حال خوابیدن است)

دنیارو دو دسی گرفته. (به مال دنیا چسبیده است)

دنیارو هر طور بگیری میگذرِ. (بیخیال باش و در فكر دنیا نباش)

ده انگشت خدا همسر نیافریده. (همه یكسان خلق نشدهاند و با هم فرق دارند)

دن لَقِ. (فحش میدهد، حرفهای بد میزند)

دنش بوشیر میدِ. (بچه است)

دنش پاشنه گرد و نی ندارِ. (فحش میدهد و ناسزا میگوید)

دنش چاك و بسی ندارِ . (دهان او پاشنهای ندارد، فحش و ناسزا میگوید)

دو بهم زنه. (كسیكه بین دو نفر را بهم بزند و آنها را وادار به دعوا یا قهر كند)

دو پا دُش دوپا دیگه هم قرض كرد و در رفت. (فرار را بر قرار ترجیح داد)

دو پا رو كرده تو یك كفش. (روی حرف خودش پافشاری میكند)

دو تا چغوت ك... كلاغیِرِ پاره میكنن. (دو نفر زورشان بیشتر از یك نفر است)

دو سر دو بر دو زیر. (از همه طرف میخواهد، همه چیز را به طرف خود میكشد)

دو صد گفته چون نیم كردار نیست بعمل كار برآید به سخندانی نیست

دو قورت و نیمش باقیه. (همش نق میزند. همیشه طلبكار است)

دود از كله آدم بلند میشه. (باعث تعجب است)

 

دود از كنده بلند میشه. (این كار از عهده یك ادم بزرگ بر میآید)

دود چراغ موشو خورده. (در این كار استاد است)

دودش بچشم خودش میرِ. (خودش از این كار ضرر میبیند)

دور از شتر بخواب و خواب آشفته نبین. (خود را از معركه دور نگه دار و احساس ناراحتی نكن)

دور اومده زود میخوا بره. (صبر ندارد و زود میخواهد برود)

دور باش دوست باش. (دوست باش ولی دوری خیلی بهتر است چون دوستی ادامه خواهد داشت)

دوز و كلك تو كارشة. (آدم فریبكار و متقلبی است)

دوست میگه گفتمت دشمن میگه میگمت. (دوست حقیقت را میگوید ولی دشمن اینكار را نمیكند)

دوسی ش مثل دوسی خالِ خرسِه. (دوستی او مثل دوستی خاله خرسه میباشد)

دوشاب گلو سوزی نیست. (خیلی مورد توجه نیست ارزش چندانی ندارد)

دوقورت و نیمش باقیه. (همیشه طلبكار است)

دیدار به قیامت. (یعنی ما همدیگر را نخواهیم دید)

دیدم ور هم میغرن میخوان گلِ پاچه هم بگیرن.

دیدی كه خون ناحق پروانه شمع را چندان امان نداد كه شب را سحر كند.

دیر اومدی زود میخی بری. (دیر امده و زود میخواهد برود)

دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدنِ.

دیر و زود دار سوخت و سوز ندار. (اگر دیر بشود ولی از بین نمیرود)

دیگ به دیگ میگه روت سیاه. (خودش عیب دارد برای دیگران عیب میتراشد)

دیگران كاشتند و ما خوردیم ما میكاریم تا دیگران بخورند.

دیگی كه به ما ندارِ بر توش چه كلهسگ باشِ چه كله بره. (كاری كه به ما مربوط نیست نباید در آن دخالت كنیم)

دیوار موش دار موشَم گوش دارِ. (همه متوجه هستند و نباید حرفی زد كه همه بفهمند)

دیواری از دیوار ما كوتاهتر ندیده. (باعث ناراحتی ما است و زورش فقط به ما میرسد)

دیوانه باش تا غم تو عاقلان خورند عاقل مباش تا غم دیوانگان خوری.

دیوانه چو دیوانه بیند خوشش آید مجنون چو ویرانه ببیند خوشش آید.

دیونگی كه شاخ و دم ندار.

دیونه در رو كه مس اومد. مس= مست


نوشته شده در : پنجشنبه 26 دی 1387  توسط : سید محمد حسینی پوررفسنجانی.    نظرات() .

foot pain end of day
سه شنبه 6 تیر 1396 08:33 ق.ظ
Thanks for finally writing about >ضرب المثل های عامیانه رفسنجان - د <Liked it!
brian8sheppard80.exteen.com
سه شنبه 2 خرداد 1396 11:44 ق.ظ
This is a good tip particularly to those fresh to the blogosphere.
Simple but very accurate info… Appreciate your sharing this one.
A must read article!
BHW
سه شنبه 22 فروردین 1396 01:19 ب.ظ
Hey there, You've done an excellent job. I will certainly digg it and personally recommend to my friends.
I am sure they'll be benefited from this website.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر